تبلیغات
تـــــفاهـــــــم - مطالب دینی و مذهبی

*از بامیانم و از دیار كاوه وفریدون،
•از آرزوهایم این است كه سایه‌ی تبعیض و بی عدالتی بر زندگی انسانی چیره نگردد و آتش جنگ و نفاق امنیت و آسایش شان را بهم نزند.
•به آینده ای امید وارم كه نسیم محبت و دوستی رایحه خوش شادی را بر خانه های هموطنانم عطر افشانی كند و گل لبخند بر لبان كودكان شان شكوفه زند.
• توقعم از همه ی دوستان این است كه با دریغ نكردن نظرات خود یاریم نمایند.
ایمیل من: sadeqy_bamyani@yahoo.com

صادقی بامیانی

جستجو

 

↩حضرت زهرا (س) شبیه‌ترین کس به پیامبر در نشست و بر خاست↪

شنبه 1394/12/22   12:35 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

نقل از:مناقب ابن ابی طالب، ج 3 ص 362. بحارالانوار، ج 43 ص 24.
از عایشه (رض)نقل شده است که گفت:
کسی را شبیه‌تر از فاطمه (س) به رسول خدا (ص) از نظر رفتار و روش فردی در قیام و قعود ندیدم.
هنگامی که فاطمه (س) بر پیامبر (ص) وارد می‌شد، پیامبر (ص) پیش پای او قیام می‌کرد و او را می‌بوسید و در جای خود می‌نشاند و متقابلا هنگامی که پیامبر (ص) بر فاطمه (س) وارد می‌شد، فاطمه (س) پیش پای پدر قیام کرده او را می‌بوسید و در جای خود می‌نشاند.
چون پیامبر (ص) مریض شد، فاطمه (س) وارد شد و خودش را به روی پدر افکند و او را بوسید، بعد سرش را بلند کرد و گریه کرد، دوباره خودش را به روی پدر افکند، بعد سرش را بلند کرد و خندید.
گفتم:
گمان می‌کردم که او (فاطمه) (س) داناترین زنان ما است، در حالی که او هم زنی از زنهاست.
چون پیامبر (ص) وفات یافت به او گفتم:
هنگامی که خودت را به روی رسول خدا (ص) افکندی، سپس سرت را بلند کردی و خندیدی چه شد؟
چرا خندیدی؟!
حضرت فاطمه (س) فرمود:
من در آن هنگام مانند کسی بودم که هستی‌اش را از دست داده است.
پیامبر (ص) به من خبر داد نزدیکترین کس که به او ملحق می‌شود من هستم، در این هنگام خندیدم.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

نظر مفتی اهل سنت عربستان در مورد شیعه

پنجشنبه 1394/12/20   12:44 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

محمد الهذال العنزی مفتی اهل سنت عربستان و امام جماعت سابق مسجد ابی یوسف ریاض که در گذشته پیرو اندیشه وهابیت بود و پس از تحقیق از این تفکر بازگشته و اکنون به عنوان عالم اهل سنت فعالیت می کند در صفحه شخصی خویش نوشت: 
به خدا قسم می خورم که در کتابهای شیعیان جستجو کردم ، حتی یک فتوی در جواز قتل اهل سنت پیدا نکردم ، واین در حالیست که در کتابهای ابن تیمیه ده ها موضع وجود دارد که حتی عموم اهل سنت را تکفیر می کند .


نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

↩جایز نبودن تكفیر اهل‌ قبله‌ از دیدگاه علمای اهل سنت↪

پنجشنبه 1394/12/13   08:47 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

در تعریف‌ «اسلام‌» آمده‌ است‌: «اسلم‌ فلان‌ٌ؛ أی‌ تدیّن‌ بالاسلام»‌ (اقرب‌ الموارد، ج‌1، كلمه «سلم‌»)؛ از این‌ رو به‌ كسی‌ كه‌ به‌ وجود خداوند و یگانگی‌ او و نبوت‌ پیامبر اكرم(ص) و آن‌چه‌ او از جانب‌ خداوند آورده‌ است‌ اقرار كند، مسلمان‌ خواهد بود و این‌ نخستین‌ مرتبه‌ ی از اسلام‌ و ایمان‌ است‌ كه‌ آثار شرعی‌ اسلام‌ كه‌ در كتاب‌های‌ فقهی‌ بیان‌ شده‌، بر او مترتّب‌ می‌گردد؛ یعنی‌ جان‌ و مال‌ او حرمت‌ پیدا می‌كند، ارث‌ می‌برد، در قبرستان‌ مسلمانان‌ دفن‌ می‌شود و...
بر همین‌ اساس‌، عبارت‌های‌ عده‌ای‌ از بزرگان‌ علمای‌ اهل‌ سنت‌ را یادآور می‌شویم‌:
ملا علی قاری در شرح فقه اکبر از امام اعظم ابوحنیفه(رض) نقل کرده که گفته است :«لا نكفّر أحداً من‌ اهل‌ القبلة»، آن‌گاه‌ افزوده‌ است‌: «این‌ عقیده اكثر فقهاست‌». (شرح‌ فقه‌ اكبر، ص‌189).
ـ فخر الدین‌ رازی‌ گفته‌ است‌:


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

امام موسی کاظم (ع) از دید گاه علمای اهل سنت

پنجشنبه 1394/02/24   05:23 ب.ظ


نوع مطلب : سیاسی ،دینی و مذهبی ،

 ·        ﻣﺤﻴﻲ ﺍﻟﺪﻳﻦ ﻋﺮﺑﻲ 1

 ﺩﺭ ﻋﺒﺎﺭﺕ‌ﻫﺎﻳﻲ ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﺁﻛﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﺷﻴﺪﺍﻳﻲ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﻛﺎﻇﻢ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ، ﺩﺭ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻣﻲ‌ﻧﻮﻳﺴﺪ: ﻭ ﺩﺭﻭﺩ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺣﺎﻣﻠﺎﻥ ﻋﺮﺵ ﺍﻭ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻓﺮﻳﺪﮔﺎﻥ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺮ ﺩﺭﺧﺖ (ﻛﻮﻩ) ﻃﻮﺭ. (ﺩﺭﻭﺩ) ﺑﺮ ﻛﺘﺎﺑﻲ  2(ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻛﻮﻩ ﻃﻮﺭ، ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪ). ﺳﻠﺎﻡ ﺑﺮ ﺧﺎﻧﻪ ﺁﺑﺎﺩﻱ ﻛﻪ ﻣﺰﺍﺭ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﺳﻠﺎﻡ ﺑﺮ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻪ؛  3ﺳﻠﺎﻡ ﺑﺮ ﺭﺍﺯ پوﺷﻴﺪﻩ؛  ﺳﻠﺎﻡ ﺑﺮ ﺍﻗﻴﺎﻧﻮﺱ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﻭ ﺳﻠﺎﻡ ﺑﺮ ﺁﻳﻨﻪ ﻧﻮﺭ؛ ﺍﻭ ﻛﻪ ﻣﻮﺳﺎﻱ ﻛﻠﻴﻢ ﻭﺍﺩﻱ ﺍﻳﻤﻦ ﺍﻣﺎﻣﺖ، ﺭﻭﺷﻨﺎﻳﻲ ﭼﺮﺍﻍ (ﻋﺎﻟﻢ) ﺍﺭﻭﺍﺡ 4 ﻭ ﺭﻭﺷﻨﺎﻱ ﺁﻳﻴﻨﻪ (ﺟﻬﺎﻥ) ﺍﺷﺒﺎﺡ5 ﺍﺳﺖ (ﻫﻤﻮﻛﻪ) ﺁﺏ ﺷﺮﺍﺏ ﭼﻬﻞ ﺭﻭﺯﻩ ﻭ پاﻳﺎﻥ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ ﻳﻘﻴﻦ ﺍﺳﺖ. ﻛﻴﻤﻴﺎﻱ ﻭﺟﻮﺩ ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﻭ ﻴﺎﺭ ﺯﺭ ﻭ ﺳﻴﻢ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﮔﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﻣﺮﻛﺰ پﻴﺸﻮﺍﻳﺎﻥ ﻋﻠﻮﻱ ﻭ ﻣﺤﻮﺭ ﺳپﻬﺮ (ﺷﺮﻳﻌﺖ) ﻣﺼﻄﻔﻮﻱ ﺍﺳﺖ. ﻧﻮﺭ ﻓﺮﻭﺯﻧﺪﻩ؛ ﻳﻌﻨﻲ ﺍﺑﻮ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻣﻮﺳﻲ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﻛﻪ ﺩﺭﻭﺩ ﺧﺪﺍﻱ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺑﺎﺩ.  6

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

اسلام؛ استقلال، آزادی و دمکراسی (2)

جمعه 1393/08/30   07:12 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

قسمت دوم:
آزادی
معنای آزادی
آزادی در لغت: به معنای رهایی و نا وابستگی آمده است.
در لغت نامه دهخدا آمده: آن که بنده نباشد، حر، ضد بنده. در یونان باستان هم به همین معنا بکار می رفت.
پس آزادی به معنای رها بودن از هر قید و بند و نبودن مانع بر سر راه فرد می باشد.
در اصطلاح مفهوم حقوقی است که بر اساس مبانی انسان شناختی و فلسفه ی مکاتب تعریف می شود و تعریف واحدی ندارد، تا هنوز بیش از صد تعریف برای آزادی ارائه شده، اما در مجموع می توان گفت که در همه تعریفهای که برای آزاده شده به مفهوم های زیر اشاره دارد:
الف- حکومت بر خود، خود مختاری، استقلال.
ب- توانایی کلی در انجام کارها، داشتن انتخاب در انجام کار Optionality كه اگر شخص به انجام کاری و چیزی دست زند نباید هیچ چیزی او را از انجام آن  باز دارد و اگر نخواهد انجام دهد کسی او را مجبور نکند.
حد نهایی این قابلیت آن است که حتی عوامل درونی و روانی مانعی بر سر راه آزادی او در انجام انتخابش نباشد.
پس آزادی امکان عملی کردن تصمیم های است که فرد یا جامعه به میل و یا اراده ی خود می گیرد.
چنانچه انسان بخواهد همه ی تصمیم های را که می گیرد عملی کند و از طرفی هیچ قانون، یا تفکر و اعتقادی کردار و خواسته های او را در چوکاتی در نیاور و هیچ فردی عملکرد او را محدود نکند؛ این می شود آزادی مطلق و این آزادی یعنی آزادی بدون حد و مرز، اما از آنجای که انسانها دارای زندگی اجتماعی اند آزادی مطلق افراد باعث تجاوز به حق و حقوق دیگران و پای مال کردن آزادی آنان می گردد، پس باید آزادی در چوکات قانون و مقرراتی مهار شود تا از این موهبت الهی همه یکسان بهره مند گردند بدون آنکه حق کسی از دست برود؛ این آزادی مورد پسند همه ی مکاتب و انسانهای آزاده است، به همین خاطر "هگل" آخرین فیلسوف صاحب مکتب تاریخ فلسفه غرب آزادی را جوهر حیات" بشری می خواند.
بنابراین، محدوده ی آزادی  را قانون تعیین می کند، و ماهیت قانون این است که هم برای اشخاص اثبات حق کند و هم اثبات تکلیف زیرا هیچ حقی ثابت نمی گردد مگر اینکه در کنار آن تکلیفی نیز بوجود می آورد بناءً اگر قانون آزادی را حق مسلم من می داند مرا هم مکلّف می سازد تا این حق را از دیگران هم سلب نکنم، در یک جامعه دمکراسی اگر من حق آزادی بیان دارم در قبال آن مکلفم تا این حق را از سایر شهروندان هم نگیریم.

محدودیتها و موانع  آزادی
در جهان غرب از سویی اصل و ریشه آزادی را در خواسته ها و تمایلات انسانی می داند و از سوی دیگر حد آزادی را تنها به عوامل بیرونی محدود می نماید که عبارت است از قانون، و هر عامل بیرونی که باعث لطمه وارد کردن به آزادی  دیگران شود در چوکات قانون ممنوع شمرده می شود و مستحق مبارزه می داند.
اما اسلام؛ بلکه همه ی ادیان الهی و مکاتب اخلاقی؛ بر این باورند که علاوه بر اینکه رفتار و روابط انسان با همدیگر از طریق قانون محدود می گردد مورد دیگری نیز است که باعث محدویت عملکرد افراد از درون انسان می شود و نمی توان آن را در دایره قانون گنجانید بلکه مربوط به اخلاق و عقیده افراد می شود  و تحت عنوانهای ترحم، گذشت، ایثار و فداکاری دارای ضوابط خاص خود است به همین خاطر؛  موانع آزادی را؛ در یک تقسیم بندی کلی؛ از نظر اسلام و همچنین ادیان الهی می توان به دو دسته تقسیم کرد:
الف- موانع درونی
2- موانع بیرونی

موانع درونی:
اشاره کردیم که در ادیان الهی و مذاهب اخلاقی علاوه بر موانع بیرونی یکسره موانع درونی را نیز برای محدود کردن آزادی  در نظر می گیرد، در اسلام نیز موانع درونی جایگاه ویژه ای دارد به قسمی که عمل هر انسان را  به نیت او ربط می دهد  و قصد و نیت را سنگ زیرین کردارها و منشها و زیر بنای مقبولیت و عدم مقبولیت کار و تلاش عمل بیرونی انسان به حساب می آورد، و چه بسا بجای عمل ظاهری و بیرونی انسان به نیت و قصد او پاداش و جزا می دهد، زیرا نیت هر انسانی پایه و دورنمایی از اعمال، نظرات و قضاوتهای او می باشد به عبارت بهتر، اسلام شخصیت بیرونی هر انسانی را نمایی از شخصیت درونی او میداند و تبلوری از فکر، اندیشه و حالات ذهنی او و معتقد است بسیاری از خصیصه های درونی انسان باعث ذلت، بیچارگی، فساد و انحطاط در او و حتی اطرافیانش می گردد مانند حسادت، کینه ورزی بغض، طمع، بدگمانی، تهمت، غیبت، شهوت، نژاد، خون و رنگ و خاک، باورها و بدتر از همه کشیشها و خواسته های مهار ناپذیر نفسانی است که انسان را برده وار به هر سو می کشاند و به هر کاری برای رسیدن به آنها وامیدارد به همین خاطر خداوند از آن تعبیر به "اِله" نموده «أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ؟»... (اى پیامبر ما) آیا مى‏نگرى آن را كه هوا( و خواسته ها)ى نفسش را خداى خود قرار داد.
از نظر اسلام این آزادی تأثیر زیربنایی را روی اخلاق اجتماعی و سیاسی یک فرد دارد به همین خاطر آزادی از آن را مقدم بر همه ی آزادیها دانسته و آن را جهاد "اکبر" می داند.

موانع بیرونی:
1- محدودیتهای که ناشی است از مصالح جامعه، مردم و حفظ ثباتِ نظام سیاسی و اجتماعی.
2- محدودیتهای که ناشی است از، التزام حکومت و جامعه به دیانت و اعتقادات مردم.
3- قانون دولتی و کشوری (محدودیت قانونی).

آزادی در اسلام
منشأ آزادی در غرب خواست و تمایلات انسان است که در چوکات قانون در می آید اما در اسلام با توجه به اینکه آزادی را حق اولیه بشر دانسته، منشأ آن را اصل توحید می می داند: 
این اصل(توحید) به ما می آموزد که اطاعت و بندگی منحصر به خداوند است و اطاعت از دیگران نیز می باید در راستای اطاعت از خدا باشد، به نامه پیامبر اکرم به اسقف نجران توجه فرمایید: 
مِن محمّد النّبىّ، رسول اللّه، إلى أسقف نجران.... أمّا بعد؛ فإنّى أدعوكم إلى عبادة اللّه من عبادة العباد. 
از سوی محمدِ پیامبر(ص)، فرستاده ی خدا به اسقف نجران .... سپس؛ شما را از پرستش و عبادت بندگان به بندگی خداوند یکتا فرامی خوانم.
از نظر اسلام خداوند انسان را آزاد آفریده و آزادی جزء سرشت او است، امام علی(ع) می فرماید: أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ آدَمَ لَمْ یَلِدْ عَبْداً وَ لَا أَمَةً وَ إِنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ أَحْرَارٌ ای مردم! آدم نه بنده ای زاییده و نه کنیزی. مردم (از نظر آفرینش) آزادند.
آن حضرت در جای دیگری می فرماید: لَا تَكُنْ عَبْدَ غَیْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً 
بنده ی کسی نباش که براستی خداوند تو را آزاد قرار داده.
بر این اساس هیچ انسانی حق ندارد انسانهای دیگر را مجبور به تسلیم و وادار به اطاعت از خود کند و یا ملت و جامعه ای را از آزادی شان محروم گرداند.

هدف اسلام از آزادی 
منظور و هدف از آزادی در اسلام این است که بشر بتواند در سایه ی آن به حقوق طبیعی خود دست یابد و از نعمتها و موهبت های الهی که برای او آفریده شده بطور درست بهره مند گردد و از آنها برای تکامل و تعالی خود و جامعه اش استفاده کند و در کنار آن عدالت،  احسان،  تعاون به نیکی و تقوی بر روابط مردم حاکم شود و به موازات آن استبداد و خود کامگی از بین برود.


نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

روضه خوانها و واعظان، به امام سجاد(ع) ظلم نکنید!

پنجشنبه 1393/08/29   12:35 ق.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

آیا می دانید که روح سالم در بدن سالم است؟ زیرا هرگز انسانی که علیل، مریض و ناتوان است نمی تواند در جامعه پیروان سالم و با تحرک عرضه کند زیرا انسان علیل نه توان اندیشیدن درست را دارد و نه قدرت تحرک کافی را و نه حوصله تحمل سختیهای مبارزات اجتماعی را.
آیا میدانید که سلامت جسم و روح یکی از شرایط امامت است؟ بنا بر این، برای تحریک عواطف عوام با الفاظ چون امام بیمار، علیل و مریض از امام سجاد یاد نکنید و برای شفای مریضها خدا را به امام بیمار قسم ندهید که این کار ظلم و توهین به مقام والای امام زین العابدین(ع) است، شخصیتی که در کمال صحت و سلامت زیست و بعد از واقعه کربلا درسخت ترین شرایط ماندگارترین آثار مکتوب و عالم ترین شاگردان را تربیه نموده و در جامعه عرضه داشت:
شیخ طوسی در کتاب رجال خود از یکصد و هفتاد تن از شاگردان امام نام می برد که در میان آنان سعد بن مسیّب و ابو حمزه ثمالی از سرشناسترین و برجسته ترین شان است.
امام صادق(ع) ابوخالد کابلی، یحیی بن ام الطویل و جبیر بن مطعم را از چهره های بارز اصحاب آن حضرت ذکر می نماید.
کتابهای "صحیفه سجادیه" و "رساله الحقوق" آن حضرت دریای از حکمت و معرفت است، صاحب تفسیر "الجواهر" که از دانشمندان اهل سنت است در باره صحیفه سجادیه می گوید: "آن کتاب را یگانه یافتم که مشتمل بر علوم، معارف و حکتمهایی است که در غیر آن یافت نمی شود".
در حقیقت امام سجاد(ع) نه یک انسان همیشه بیمار، علیل و ناتوان بود بلکه او در سخت ترین شرایط و بعد از قیام و نهضت امام حسین(ع) هدایت  نهضت علمی و فرهنگی را بدوش داشت، نهضتی که بعد از آن حضرت به وسیله امام باقر(ع) ادامه یافت و توسط امام صادق(ع) به بار و بر نشت و در اوج شکوفایی خود رسید.


نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

اسلام؛ استقلال، آزادی و دمکراسی (1)

یکشنبه 1393/07/6   09:17 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

اشاره:

سلسله نوشتاری که پس از این تحت عنوان"اسلام، استقلال آزادی و دمکراسی" می خوانید خلاصه مباحثی است که در دانشگاه بامیان صورت گرفته و اینکه به شکل مکتوب  در منظر   و قضاوت دوستان قرا داده می شود امید است با ارایه نظرات خویش حقیر را ممنون سازند.

استقلال

·       قسمت اول: معنای استقلال


استقلال واژه ای است عربی و در لغت به معنای آزادگی و وابسته نبودن می آید.

اما اصطلاحا: به شرایطی گفته می شود که یک ملت، کشور یا دولت توان مندی خود گردانی و حاکمیت بر سرزمین خود را داشته باشد.

علاوه بر آن استقلال به احزاب، نهادهای مدنی، سازمانها و تشکّل های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی غیر وابسته و متکی به خود نیز بکار می رود، همچنین استقلال به افرادی که در اراده، تفکر و عمل متکی به خود باشد اطلاق می گردد.

پس وابسته نبودن و تکیه بر توانمندی و اراده خودی محور اصلی استقلال می باشد در این صورت این سوال پیش می آید که آیا استقلال به معنای نفی ارتباط با دیگران است و قطع هرگونه همکاری با آنها و بی نیازی از غیر خودی؟ و نظر اسلام در این مورد چیست؟

به عبارت بهتر آیا استقلال در اسلام به معنای قطع ارتباط با جهانِ غیر از اسلام است و رد هر گونه ارتباط متقابل در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی و علمی و اقتصادی و...؟


اسلام و ارتباط با جهان

همانطور که می دانیم انسان موجودی اجتماعی است و در سایه همکاری و ارتباط جمعی می تواند زندگی نموده رشد و تکامل یابد، هر قدر جامعه انسانی توسعه یابد نیاز مندیهای آنان به همدیگر شدید تر می گردد و ضرورت ارتباط شان بیشتر می شود.

برای اینکه برای ما روشن شود که اسلام چه نظری نسبت به ارتباط با سایر ادیان و صاحبان تفکر و اندیشه دارد باید ببنیم که مخاطبان و کسانی که مورد توجه اسلام بوده چه کسانی اند و پیامهای اسلام شامل چه محدوده های می شود ، آیا اختصاص به افراد خاص، جامعه ی خاص و نژاد و زمان خاصی و یا حتی مفکوره و اندیشه ی خاصی داشته است؟



ادامه مطلب

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

گامهای پیامبران برای رستگاری بشر

سه شنبه 1393/03/6   01:18 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،


به مناسبت بعثت رسول اکرم(ص)
بسم الله الرحمن الرحیم

بخشهای از دو سخنرانی ام که در "سمینار بعثت" در دانشگاه بامیان و مسجد جامع "شهید مزاری" در شهر بامیانِ (افغانستان) با حضور دانشگاهیها، طلاب مدارس علمیه مهدیه(عج) فولادی و تربیت مدرس، علما و طلاب مدرسه خلفای راشدین  اهل سنت، بازاریان و ... در سال 1392
الحمد لله رب العالمین بارء الخلائق اجمعین باعث الانبیاء والمرسلین ثم الصلاه و السلام علی اشرف خلقه سیدنا و مولانا ابی القاسم محمد و علی آله الطاهرین و اصحابه المخلصین اما بعد قال الحکیم فی کتابه الکریم.
"لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ"

مقدمه:
قبل از همه عید بعثت پیامبر نور و روشنایی، صلح و آزادی و پیام آور بیداری حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم را(صلوات حضار) خدمت شما شرکت کنندگان تبریک عرض می نمایم و تبریک و یژه ای نیز برای خواهران گرامی، زیرا پیامبر بزرگوار اسلام در شرایطی ظهور کرد که زن به عنوان یک موجود بی ارزش، پست و حتی مورد ننگ و نفرت جامعه آن زمان به حساب می آمد که نه تنها جسم زن بلکه همه ی خواسته های و آرزوهای او و تمام توانمند یهای خدا دادیش بطور بی رحمانه ای به زیر خاک مدفون می گردید و آن حضرت با  شعار "ْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ" در راستای زنده کردن حقوق و شخصیت زن گامهای مؤثر و بزرگی را بر داشت، برای شما خواهران هم این عید را تبریک عرض می کنم و از تشریف فرمایی یکایک شما که دعوت دوستان تان را پذیرفته و زینت بخش محفل و مجلس ما گردیدید یک جهان تشکر و سپاسگزاریم.
جا دارد در اینجا تقدیر و تشکر خود را ابراز داریم از همکاری و شرکت فرمایی اساتید و مسئولین دانشگاه بامیان و حضور چشم گیر و پرشکوه دانشجویان این دانشگاه و محصلین لیسه های مرکز بامیان و از آنجای که اکثریت شرکت کنند گان این محفل و جشن با شکوه را این عزیزان تشکیل می دهند لازم می دانم تا قبل از شروع بحثم مطلبی خدمت این سروران بعرض برسانم:
محصلین و دانشجویان عزیز! بی شک شما آینده سازان کشور ما هستید، همه میدانیم که شما در شرایط سخت و دشواری قرار دارید و با سختیها و کمبودهای بسیاری مواجه می باشید، تا حال با همه ی تلاشهای که از سوی مسئولین و اساتید این دانشگاه صورت گرفته متاسفانه دولت مرکزی همانند سایر موارد به دانشگاه بامیان توجه چندانی نداشته اما شما با همه مشکلاتی که در فرا روی تان قرار دارد به یک نکته همیشه توجه فرمایید و آن اینکه برادران و پدران شما در گذشته ی نه چندان دور کمر همت بستند و با حضور در سنگرهای جهاد توانستند با به زانو در آوردن بزرگترین قدرت جهانی افتخار بزرگی را بیافرینند و در تغییر وضعیت جهان نقش عمده و بزرگی را ایفا نمایند، امروز شما در سنگرهای علم و دانش قرار دارید، و جهاد شما کسب علم و مبارزه با جهل و نا دانی است، بناءً سنگرها را با همه ی کمبودها و نقایصی که وجود دارد و با همه مشکلات و سختیهای که تحمل می کنید؛ حفظ کنید تا در آسمان علم و دانش بدرخشید و در قله بلند معرفت گام بردارید، این وظیفه همه ی دانشجویان، طلاب و محصلین ما است و در صورتیکه به این وظیفه تان با پشتکار عمل نمایید یقینا شما نیز در آینده باعث سربلندی و افتخار کشورتان خواهید شد. صلواتی مرحمت فرمایید(صوات حضار)
دوستان برایم پیشنهاد دادند تا در این محفل و به مناسبت سالروز فرخنده بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم راجع به فلسفه و فواید بعثت پیامبران بخصوص اهداف بعثت رسول رسول گرامی اسلام  صحبت نماییم گرچه وقتی که برایم مانده اقتضای این بحث را که باید تفصیل داده شود و شکافته گردد؛ نمی کند، اما سعی می کنم بطور خلاصه و گاه فهرست وار به این موضوع "تحت عنوان گامهای پیامبران برای رستگاری بشر" بپردازم.

گامهای پیامبران برای رستگاری بشر
آیا پیامران کار به دنیای ما نداشته اند ؟!!
در همین راستا نخست می خواهم سخنانم را با  این سوال آغاز کنم که آیا انبیاء الهی فرستاده شده اند تا تنها آخرت ما را بسازند و کار به دنیای ما نداشته  یا نه آنان مبعوث شدند تا  هم دنیا و هم آخرت ما را آباد نمایند؟
در مورد سوال فوق در کل سه نظریه  وجود دارد:
نظریه اول این است که فلسفه و هدف بعثت پیامبران این بوده که هم دنیا و هم آخرت ما را بسازد و آباد نماید.
نظریه دوم این است که وظیفه و اهداف پیامبران ساختن و ترمیم آخرت تنها است کاری به دنیای انسانها ندارد، این نظریه خود به دو شاخه تقسیم می شود:
شاخه اولش این است که اصلا دنیا بد است، مذموم است، منفور است، دنیا یک چیز زود گذر است مانند خواب و خیال است، وظیفه پیامبران به آن تعلق نمی گیرد و مؤمن کسی است که دنیا را رها کند. اگر دوستان دقت فرمایند این نظریه هم در گذشته بوده و هم حتی در زمان ما وجود دارد، مفکوره پلید انتحاری ناشی از همین نظریه است و ثمره همین طرز تفکر و تلقی از دنیا.
شاخه دوم این نظریه عبارت است از اینکه؛ نه، دنیا خوب است دنیا ارزش دارد اما پیامبران کاری به دنیا ندارند، کار پیامبران رسیدگی به امور اخروی است و کار عقل پرداختن به امور دنیوی می شود، دنیا میدان تاخت و تاز علم و عقل است، خداوند برای بشر این عقل را عنایت کرده و به انسان قدرت اندیشه و تفکر داده تا زندگی دنیایی خود را خود آباد کند اما پیامبران برای کار آخرت است زیرا در آن مورد عقل بشر کوتاه است و قد نمی خورد یعنی پیامران آمده اند تا ما را در مورد خداوند و عبادت و بندگی او راهنمایی کنند و راههای سعادت اخروی و رفتن به بهشت را برای ما نشان دهد. آمده اند تا بگویند که ما روزه بگیریم، نماز بخوانیم، ارتباط خود را با خدا تأمین کنیم، تا بنده خوب او باشیم.
این دو نظریه که نظریه دوم دارای دو شاخه بود، اما نظریه دیگری هم وجود دارد که بیشتر در بین دانشمندان غربی و بعض روشنفکران متاثر از آنها در کشورهای اسلامی مطرح می گردد، و آن اینکه پیامبران زمانی لازم بود که بشر از نظر فکری ضعیف بودند، از تجربه ی کمی در زندگی برخوردار بودند دانش شان پایین بود، اما حال که در پرتو علم از توانمندی بالای بر خوردار شده اند و در شعاع دانش به حدی تکامل یافته که غیرممکن ها را ممکن ساخته؛ ما را از پیامبران و کتابهای آسمانی بی نیاز می سازد.
نظریه سوم نقش دنیایی پیامبران را رد نمی کند اما معتقد است که با پیشرفت علوم و شکوفایی اندیشه های بشری جای برای نظرات پیامبران و در کل وحی نمی ماند، زیرا فلسفه و ضرورت وحی که همان هدایت و سعادتمندی بشر است با علم و عقل تأمین می گردد. 
حال با بررسی گذرای اهداف انبیاء ببینیم آیا می تواند عقل جای گزین وحی شود و قرآن شریف در این مورد چه می فرماید؟
در قرآ شریف آیات زیادی است که فلسفه بعثت پیامبران و رسول گرامی اسلام را بیان کرده از جمله همین آیه را که تلاوت کردم و آیه ی مبارکه : " هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ" و نیز آیه ی : " لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط" و آیات دیگری که فرصت مطرح کردن آنها در این وقت محدود نیست لذا فعلا با محور قرار دادن همین چند آیه می پردازیم به بیان گامهای که رسول گرامی اسلام و پیامبران الهی برای رستگاری بشر نهاده اند.

1-  بار وری عقل و اندیشه 
سخنانم را در این مورد با این سوال آغاز می کنم که، آیا با بودن عقل و با پیشرفت علم و دانش و وجود تجربیات بشری چه نیازی به پیامبران و انبیاء الهی؟
 آیا عقل نمی تواند با بال علم و تجربه انسان را به مدینه ی فاضله برساند و باعث نجات و راهنمایی انسان به سوی سعادتمندی گردد؟
مگر نه اینکه عقل می تواند مصالح و مفاسد اجتماعی را درک کند؟! اگر چنین است؛ دیگر چه نیازی به پیامبران و انبیاء الهی و چه ضرورتی به وحی؟
باید عرض کنم که وجود عقل، تجربیات و علوم بشری هرچند که به بالاترین پیشرفت خود برسد بازهم ما را از انبیاء بی نیاز نمی سازد، چطور؟ عرض می کنم:
عقل بشر از یک سو محدود است و محصور، محدود و محصور به احساسات، تمایلات و خواسته های بشری، به علایقی که انسان را از هر سو به محاصره در آورده وقتی انسان در بند علایق و احساسات خود قرار می گیرد عقل او به بند کشیده می شود و نمی تواند آنچنانکه باید بیندیشد و فکر کند؛ به تفکر و اندیشیدن بپردازد، منافع شخصی، خونی و طبقاتی  انسان از طرف دیگر ممکن است عقل انسان و بشر را به بند بگیرد.
از سوی دیگر علم بشر متکی به حس و تجربه است اما بسیاری از حقایق فراتر از حس و جربه ی انسانی است، نمی شود آنها را در معرض آزمایش  و تجزیه و تحلیل قرارداد، در چوکات تجربه ی بشری و در چارچوبه ی علوم بشری انسان می تواند به محسوسات دست یابد اما آیا می تواند به معنویات هم دست پیداکند و معنویات را هم مورد آزمایش و تجزیه قرار بدهد؟! 
امروز علم بشری به حدی پیشرفت نموده است که جهان را نه به یک دهکده بلکه به یک خانه کوچکی تبدیل کرده است؛ مشکل ارتباطات که از مشکلات بزرگ بشری بود حل شده و بشر آنقدر از نظر علمی جلو رفته که  قصد تسخیر کرات غیر از زمین را نموده است.
با همه ی این پیشرفت های علمی و ابداعات و نوآوریهای محیّر العقول، باز می بینیم که همین بشر در خیلی از مسایل خود گیر کرده و گرفتار مشکلاتی است که از حل آن عاجز است، در زندگی مواجه با پیچیدگیهای است که نمی تواند گره از آن بگشاید و این خود نمونه و شاهد گویای است که این بشر، این موجود ناشناخته و این مخلوق پیچیده نمی تواند خود را در مادیات محصور کند  و تنها در چوکات تجربه و علم اکتفا نماید، قبول داریم که  امروز علم و تجربه توانسته است نیاز های مادی بشر را تأمین کند و توانسته است بشر را به بسیار از خواسته هایش در این جهان برساند؛ اما؛ از شما سوال می کنم ؛ سروران گرامی و محصلین عزیز! 
آیا علم و دانش توانسته است نیازها و ضرورتهای معنوی بشر را هم تأمین نماید و ناگفته های درونی او را حل کند، آیا توانسته است انسان را به معراج بالای انسانی و اخلاقی هم برساند؟!!
اگر جواب مثبت است، پس این همه مشکلات در دنیای غرب و در جهان اسلام به خاطر چیست!!؟ چرا بجای اینکه تکنولوژی باعث امنیت روحی انسانها شود، کانونهای خانواده را گرمتر کند، مشکلات روحی و روانی جوانان را حل نماید؛ هر روز به نا امنی های روحی و روانی جوانان می افزاید، مشکلات لاینحل و تازه ای را در فرا روی آنان قرار می دهد زندگی خانواده ها را از هم می گسلد و پایه های زندگی مشترک را که می باید ریشه های سعادت و خوشبختی بشر از آن به تغذیه بپردازد؛ متزلزل می گرداند. 
امروز دنیا در انحطاط اخلاقی و معنوی فرورفته است، انسان در مواردی به قدری پست شده است که هر چند گاهی فریاد های را می شنویم که بر خلاف فطرت بشری و وجدان انسانی است، از آن جمله می توان به بحث و جرها و جنجال های تصویب قانون شرم آور همجنس گرایی در غرب اشاره نمود، علاوه بر آن فساد و وقاحت اخلاقی تا جایی دامن گیر این بشر شده که از ازدواج با مادر و سایر محارم شرمی بخود راه نمی دهد.
بله، علم می توان بال معنویت باشد و انسان را به با لاترین مراتب کمال سوق دهد  اما این بال و پر امروز با زیاد تر شدن فاصله ها میان وحی و زندگی از کار آمدی خود عاجز است؛ چرا؟ چون هرچه فاصله انسان با دین و وحی زیادتر می گردد، در سراشیبی سقوط اخلاقی و معنوی بیشتری فرومی رود، بشری که امروز در ساحه علم و تجربه به حدی پیشرفت نموده که بفکر ساخت رباتهای هوشمند و سخنگویی است که بتواند جایگزین خود انسان در کارهایش گردد و با قدرت علم و تکنولوژی پا از زندگی زمینی فراتر نهاده و خود را برای زندگی در کرات دیگر این جهان آماده می سازد؛ اما امروز از نظر انسانی و معنوی به حدی سقوط نموده است؛ که در شهوت و غرایز مادی حریصتر از حیوانات شده است وبا ساخت وسایل کشتار جمعی و بمب های که می تواند جان صداها بلکه هزاران انسان را در آن واحد بگیرد؛ در کشتار و درندگی هم از آنها پیشی گرفته است. 
اینها نمونه های است از پیشرفت علمی که بشر را به سوی نابودی سوق می دهد، به همین خاطر است که خداوند وقتی به بشر عقل و اندیشه عنایت می کند و پیامبری در درون او بوجود می آورد، در کنار آن پیامبران بیرونی نیز برای هدایت و سعادتمندی او می فرستد، و آن را برای هدایت بشر و سعادتمندی او بزرگترین منت خداوندی و با ارزش ترین نعمت الهی به حساب می آورد.
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ 
خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند. 
منت گذاشتن معمولا در مواردی به کار می رود که کسی با دادن یک هدیه بسیار با ارزش و لطف بزرگ علاوه بر آنکه طرف را مرهون احسان خود قرار می دهد باری را نیز بدوش او می گذارد در هیچ یک از نعمت های که خداوند برای انسان عنایت فرموده کلمه منت را استعمال نکرده و در هیچ موردی که خداوند به بشر لطف می فرماید از کلمه منت استفاده نشده تنها در مورد بعثت پیامبران و ارسال رسول از کلمه منت استفاده نموده؛ وقتی انسان را خلقت می کند می فرماید "فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ" خداوند اینجا خود را تعریف می کند که گل سر سبد خلقت را خلق کردم اما منّتی برای انسان نمی نهد، وقت از روح خود بر کالبد ما می دمد منّتی در کار نیست اما در مور بعثت برما منّت می نهد یعنی اینکه ما باید ممنون این نعمت بزرگ الهی باشیم، منت کشی کنیم، چرا؟ چون بعثت زیربنای تکامل مادی و معنوی و ریشه ی همه ی کمالات انسانی و تعالی و پیشرفت جامعه بشری است به همین خاطر است که خواجه نصیر الدین طوسی یکی از علمای بزرگ اسلام در مورد فواید بعثت سخنان زیبای دارد که می تواند جواب این سوال را که چرا خداوند بر بشر با فرستادن پیامبران منت نهاده است به خوبی بیان نماید، ایشان می فرماید: "البعثة حسنة، لاشتمالها على فوائد؛ كمعاضدة  العقل  فیما یدلّ علیه و استفادة الحكم فیما لا یدل " 
بعثت پیغمبران نیكو است چون سود بسیار دارد مانند:
1- تأیید حكم عقل در آنچه که عقل بدان راه دارد مانند قباحت قتل و دزدى، چون شرع تأكید حكم عقل كند داعى مردم در آن قوى‏تر میشود.
2- بیان احكامى كه عقل بدان راه ندارد و عقلا در آن اختلاف كردند،
 چرا خداوند با اینکه به انسان عقل داده و علم را هم در اختیارش گذاشته باز بر او منت نهاده و پیامبرانی را برای راهنمای او مبعوث به پیامبری کرده است، شیخ طوسی می فرماید به خاطر این است که بعثت فائیده ها و خوبیهای دارد (لاشتمالها علی فوائد) سپس ایشان اولین فائده بعثت را چنین ذکر می کند: "کمعاضدة العقل فی مایدلّ علیه" 
اولین فائده ای که بعثت برای بشر دارد این است که تأیید کند حکم عقل را در آنچه که بدان راه دارد، به عبارت بهتر عقل را در تشخیص آنچه که بدان قادر است توانمندتر بگرداند یا بقول مولای متقیان امیر مومنان علی علیه الصلاه و السلام که میفر ماید: " وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ" 
پیامبران مبعوث شدند تا "توانمندى‏هاى پنهان شده عقل‏ها را آشكار سازند" اندیشه های خفته و زیر خاکستر رفته را برانگیزد و درخت تفکر بشری را شکوفا گرداند و به باروبر نشاند، پس یکی از فایده های بعثت این است که در کنار عقل قرار بگیرد و آن را به کار اندازد.
خواجه نصیر الدین طوسی رحمت الله علیه می فرماید حقایق دو قسم است، حقایقی است که عقل می تواند آن را درک کند و به آن برسد اما حقایقی وجود دارد که عقل به او نمی تواند برسد، لذا پیامبران آمده اند تا بشر را در آن قسمتی که او می تواند در آن دست یابد عقل را در آن قسمت کمک کند، راهنمایی کند یا بقول مولای متقیان عقل های خفته را بیدار کند و حقایقی دیگری است که عقل نمی تواند به او دست پیدا کند، جز به کمک وحی به همین خاطر است که گفتیم وحی و بعثت کمک کننده ی عقل بشر.
 انسان موجودی است از یک سو خاکی و مادی و بقول بعضی ها ترکیب یافته از لجن اما ترکیب دیگر این انسان عبارت است از نور و روح خداوند، جنبه حس و تجربه انسان بر می گردد به ترکیب و بخش مادی انسان اما آن جنبه ی که مهم است و زیر بنای انسانیتِ بشر را تشکیل میدهد و سبب می شود تا موجود خاکی را خدا گونه بسازد، و به علم او جهت ببخشد همان جنبه خدایی یا روح خدایی و به عبارتی جنبه معنوی در انسان است که او را به سوی کمال مطلق هدایت می کند.
پس عقل، تجربیات بشری و علم و دانش برای هدایت بشر ضروری است اما به تنهایی کافی نیست به همین خاطر خداوند در کنار اینها پیامبرانی را فرستاد، بعثت صورت گرفت و این بعثت فلسفه وجودی انسان را معنا می بخشد پس بعثت از این لحاظ با لاتر از عقلی است که خداوند برای بشر عنایت کرده و حتی بالاتر از روحی است که خداوند بر کالبد انسان دمیده زیرا با عقل و علم بشر می توانی محسوسات را و آنچه را که برایش قابل حس است درک نماید و تجربه کند اما نمی تواند با عقل تنها و بدون کمک وحی به کنه معنویات و تمام حقایقی که در عالم وجود است دست پیدا کند پس پیامبران نیامده تا عقل را نفی کند وخود جانشین آن گردد اگر چنین بودی پیامبر گرامی اسلام نمی فرمود: " قِوَامُ الْمَرْءِ عَقْلُهُ وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا عَقْلَ لَهُ" جانمایه آدمی عقل او است و کسی که عقل ندارد دین هم ندارد.
یا  عقل چیزی است که :" مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَان" بوسیله آن خداوند به پرستش گرفته می شود و بهشت بدست می آید 
 
2- عرضه الگو برای بشر
پس خداوند بر بشر منت نهاده براینکه در میان آنها و برای هدایت شان پیامبرانی از میان خود آنان و از جنس شان فرو فرستاده:" إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ" این اشاره دارد به یکی از فواید و فلسفه های دیگر بعثت و گام دیگری که پیامبر برای رستگاری انسان در پیش پای او نهاده و آن عبارت است از عرضه الگو برای بشر.
چرا بشر برای سعادتمندی خود نیاز به الگو دارد؟ برای اینکه انسان اولا موجودی می باشد که ذاتا علو طلب و بلند پرواز است، همیشه به دنبال کمالات است هر جا کمالی را بنگرد مجذوب آن می شود او نمی خواهد از دیگران عقب بماند؛ لذا بدنبال کسب برتری ها و برجستگی های هست که دیگران دارد، انگیزه و کششی که انسان را به سوی  برتری طلبیهای سوق می دهد  قوتها و استعدادهای بالقوه ی است که خداوند در وجود او آفریده و در حقیقت انسان بسان مخزن و منبع کمالات و استعدادهای نهفته و سر پوشیده ی بی شماری است، تا آنجای که نمی توان حد و مرزی برای این کمالات و استعدادهای او قایل شد، او می خواهد این استعداد هایش به فعلیت برسد و کمالات نهفته اش آشکار گردد، و ثانیا همین انسان با همه قوتهای که در درونش نهفته است تأثیر پذیر است برای تکمیل شخصیت خود بدنبال بهترین الگو می گردد به کسانی توجه دارد که با لاتر از او است، هر چه همت این انسان عالی گردد به دنبال الگوهای متعالی تر می رود.
  گفتم که از یک سو انسان جنبه خدایی دارد و در صورتیکه این جنبه او که همیشه متوجه کمال مطلق و سیر الی الله است شکوفا شود به بی نهایت می پیوندد و به خدا "إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُون" خدا که مکانی ندارد پس رفتن به سوی خدا و پیوستن به خدا یعنی رفتن و پیوستن به کمالات بقول سعدی:
رسد آدمی به جایی که جز خدا نبیند
ببین که تا چه حد است مقام آدمیت
کسی نمی تواند کمالات انسانی را که به خدا رسیده است و خدا گونه شده است و مزین به صفت "تخلق باخلاق الله"، محدود به حد خاصی کند؛ همانطور انسانی را که به شیطان می پیوندد و به پستی می گراید و در لجن زار خفت و شقاوت فرو می رود نمی توان برای رزالت او حدی تعیین کرد، پس انسان می تواند بی حد خوب شود و به مقام بالا سعود کند،  همچنان که می تواند بی حد پست و بد شود و به پایین ترین مرتبه تنزل نماید؛ بستگی به خود انسان دارد، اما رسیدن به این مقامها و به فعلیت درآمدن  همه این قوت ها در انسان نیاز به الگو دارد، الگوی که خود به فعلیت رسیده باشد و به همه کمالات معنوی دست یافته باشد و از تمام جهات ساخته شده و بی نقص و عیب باشد، تزکیه شده باشد الگوی که بتواند انسان آرزوهای شدن خود را در آن بنگرد، و مهمتر از همه الگویی که قابل درک باشد، از جنس و جمع ما باشد، درد و رنج او با درد و رنج ما فرق نکند در خوشیها و گرفتاریها با ما شریک باشد و خلاصه اینکه الگوی که ما نند ما، انسان باشد نه ملک، زمینی باشد نه آسمانی، به همین خاطر خداوند پیامبران را فرستاد تا بتواند این خواسته ذاتی بشر را بر آورده سازد و او را در جهت درست کمال و تعالی سوق دهد، پیامبرانی که از جنس خود انسان است "اذبعث فیهم رسولا من انفسهم" یعنی ملایک را برای بشر الگو قرارنداد تا بهانه کند که او از جنس ما نیست کار او با کار ما فرق می کند، نمی توانیم آن را درک کنیم، بلکه آن الگو انسان است، مثل همه انسانها، حس می کند آنچه را که همه ی ما حس می کنیم، از جمع خود انسان است و قابل طبعیّت برای آنها، زیرا اگر ملکی را برای هدایت بشر می فرستاد می توانستیم بگوییم که جنس او با ما فرق دارد اصلا کار ملک با ما فرق می کند، ملک برای ما قابل درک نیست به همین خاطر است که در آیه دیگری نیز به این موضوع اشاره می کند: "هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم..." یعنی علاوه بر اینکه از جنس شما هست این پیامبر با شما فاصله طبقاتی هم ندارد از میان نوابغ و شاه زادگان هم انتخاب نشده تا بگویید او به زور علم و قدرتش  قامت بر افراشته، نه؛ علم و توانمندیهای او معجزه الهی است تا شما با شنیدن سخنان عالمانه ی او به اتصال او به وحی اعتماد کنید الگویی این چنینی یکی از نیاز مندیهای بشر است تا در پرتو سرمشق گرفتن از آن بتواند کمالات خود را از قوه به فعلیت برساند.
قرآن شریف در آیه دیگری راجع به همین الگو بودن رسول گرامی اسلام برای انسانها می فرماید: " لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَ"، یکی از ویژگیهای پیامبر و فاییده بعثت رسول گرامی اسلام این است که سرمشق و امام برای انسانها در زندگی قرار گیرد.

3- تلاوت آیات
روشهای تربیتی یا گامهای عملی و هدایت گرانه  این پیامبر الهیی که برای رستگاری انسان برانگیخته شده چه بوده؟ 
به دنباله آیه توجه فرمایید:"یتلوا علیهم آیاته" آیات و نشانه های خداوند را برای بشر بیان کند.
این تذکر لازم است که عده ای گفته اند منظور از آیات و نشانه های خداوند قرآن کریم است اما عده دیگر می گوید منظور آیات تکوینی است که نشان دهنده قدرت، حکمت و وحدانیت خداوند است  اما بهترین نظریه آن است که آیات را اعم از آیات قرآن و تکوینی بگیریم که هم شامل قران کریم می گردد و هم شامل همه ی نشانه های تکوینی که انسان را به تفکر و اندیشیدن به خدا برساند: إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لِآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و شد شب و روز، و كشتیهایى كه در دریا به سود مردم در حركتند، و آبى كه خداوند از آسمان نازل كرده، و با آن، زمین را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهایى كه میان زمین و آسمان مسخرند، نشانه‏هایى است (از ذات پاك خدا و یگانگى او) براى مردمى كه عقل دارند و مى‏اندیشند.  
در حقیقت آیات شامل همه نشانه های می شود که با تفکر و اندیشیدن در آن باعث معرفت خداوند و استوار ساختن ایمان انسان می گردد: " ْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ" "و چون آیات خدا بر آنان خوانده شود ایمانشان افزون گردد و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند" زیرا می تواند شناخت انسان را به خالقش بیشتر بسازد، بهترین آیه و نشانه قدرت خداوند خود انسان است پس چه بهتر که نخست انسان از خود شروع کند زیرا " مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ" و آنگاه به جهان اطرافت اعم از ستارگان، زمین، آسمان و هرآنچه که در پیرامون او است  و قابل حس و تعقل و درک برای او ادامه بدهد.
بنابر آنچه گفته شد، پیامبران آمده تا اولاً با تلاوت آیات، ایمان انسان را به خداوند قوی و محکم گرداند، و در ثانی او را با حقایق موجود در عالم امکان و جهان خلقت آشنا بسازد، چشم دل او را به روی پدیده های خلقت باز کند، اندیشه و در مجموع معرفتش را با لا ببرد.
 پس تلاوت آیات یعنی اینکه خداوند می خواهد برای بشر یک نوع بیّنه اقامه کند تا راه های علم و معرفت و شناخت را برای او فراهم آورد، به این آیه دقت فرمایید:
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ ما رسولان خود را با دلایل روشن فرو فرستادیم، و با آنها كتاب (آسمانى) و میزان (که وسیه سنجش و شناسایى حقّ از باطل و وسیله برقراری عدل است) نازل كردیم تا مردم قیام به عدالت كنند.
در این آیه به جای "یتلوا علیهم آیاته"، "بینات" را آورده، چرا؟ چون اقامه نوع بینه بستگی به میزان فهم و اقتضای درک مردم دارد گاهی آیات می تواند محکم ترین بینه باشد و گاهی هم استدلالهای عقلی و فلسفی و زمانی معجزات الهی، بیّنات برای بالا بردن معرفت اقامه می شود فرق نمی کند که توسط اندیشه بدست  آید یا حس مهم این است که باورت را محکم کند.

4- تزکیه
تزكیه، یعنی پاکسازی نفس از هرچه که انسان را به آلودگی و پستی می کشد و از بندگی خدا به بندگی شیطان وامیدارد، همانطور که زمین برای دادن محصول خوب نیاز به ریشه کن ساختن علفهای هرز دارد نفس انسان نیز برای رشد و تکامل نیاز به خشکاندن ریشه های پلیدیها و خرافات دارد خصلتها و اخلاقیات پست در وجود انسان مانع رسیدن به کمال است باید نخست آنها را از وجودانسان پاک کرد.
همانطور که در اول عرض کردم علم و عقل به تنهایی نمی تواند رستگاری انسان را تأمین کند ولو این علم مربوط به معرفت خدا هم باشد، در کنار علم و معرفت عنصری دیگر هم لازم است و انبیأ آمده تا این عنصر را هم تقویت کند، و آن تزکیه است، اگر علم به تنهایی می توانست صاحب خود را نجات دهد شیطان از همه عالم تر بود و معرفت خدا را هم از همه ی ما و شما بیشتر داشت، سالها مشغول عبادت خداوند بود، و همین کسانی که انتحار انجام می دهند با بستن بمب باعث نابودی خود و دهها انسان بی گناه دیگر می گردند؛ هم به فتوای بعض از به  اصطلاح علمای دینی برای دست یابی به بهشت این کار را می کنند.
پس گام بعدی پیامران و فایده دیگر بعثت این است که انسان را تزکیه کند و بسازد، زیرا ما اگر علم داشته باشیم، معرفت داشته باشیم اما تزکیه نداشته باشیم هیچ گاه نمی توانیم منبع و مصدر سعادتمندی برای خود و مردم شویم، تزکیه یعنی اینکه در همه ی کارها خدا را و رضایت او را در نظر داشته باشیم وقتی انسان نفس خود را تزکیه کند، هرگز خدمت به مردم را وسیله رسیدن به خواسته های مادی خود قرار نمی دهد، از کار خیر به عنوان نردبان برای سعود به مقام و موقعیت شخصی خود استفاده نمی کند، امروز می بینیم کسانی که برای شورای ولایتی، پارلمان و یا ریاست جمهوری کاندید می شوند طرحها و حرفهای خوب و مردم پسندی می زنند، برای به دست آوردن رأی مردم به آنها کمک می کنند، مکتب می سازد، مسجدها و مراکز عام المنفعه را تعمیر می کنند اما وقتی به مقصد رسیدند و یا احتیاجی به رأی مردم نداشتند همه را فراموش می نمایند، به مردم هم پشت میکنند، بطوریکه دیگر اعمال نیک شان را با زره بین هم پیدا نمی توانی.
 قرآن می فرماید انفاق، کمک ها و داشتن دست خیر برای مردم وقتی ارزش دارد که "سِرًّا وَعَلانِیَةً "باشد به این معنا که خدمت به مردم هم در آشکار صورت گیرد و هم در نهان، هم در مواردی که در انظار مردم نمایان می شود و ممکن است مردم به خاطر آن زبان  به تمجید و "به به" و "چه چه" بگشاید و هم در زمانیکه این اثر را ندارد و کسی جز خدا ممکن است متوجه آن نشود.
وقتی تزکیه نباشد ممکن است انسان به خاطر پول و ثروت، مقاوم و موقعیت، خون و قوم دست به قضاوت ناحق بزند، حق دیگران را نادیده بگیرد وظایف انسانی و اسلامی خود را زیر پا بگذارد ملاّی در بار شود قاضی شارح گردد به توجیه گریی رفتار نا پاکان بپردازد، زبان به مدیحه سرایی زور مداران بگشاید، دست غریبی را از حقش کوتاه گرداند، خونِ به ناحق ریخته ای را جلوه ی قانونی و شرعی بدهد و خلاصه تن به بندگی دنیا بدهد و از عبودیت خدا خارج شود. 
پس علم و معرفت انسان وقتی می تواند مؤثر واقع شود و عالم مسئولیت خود را ادا کند که خود را تزکیه نماید و پاک بسازد از خوبیها به عنوان وسلیه برای دست یافته به خواسته های خود استفاده نکند و مقدسات را نردبان سعود برای رسیدن به مقاصد خود قرارندهد.
خلاصه اگر تزکیه نباشد علم مسئولیت آفرین نمی شود و در آن مسیری که باید انسان را به حرکت در آورد هدایت نمی کند،

5- تعلیم قانون 
گام پنچم پیامبر این بوده که انسان عاقل، عالم و تزکیه شده را قانونمند بسازد و زیر چتر قانون قرار بدهد، "و یُعلِّمُهم الکِتابَ" منظور از کتاب چیست؟  
کتاب، مجموعه ی از بایدها و نبایدهای است که هم قانون است و هم حکم است و هم حکومت، بشر باید از آن پیروی کند و زندگی خود را در چوکات آن سامان دهد و نظم بخشد، تا کسی به حق دیگری تجاوز ننماید، بتواند همه از یک زندگی مشترک انسانی و مسالمت آمیز برخوردار گردد، اگر چه از نظر سلیقه ها، خواسته ها و عقاید با هم تفاوت داشته باشد؛  کاری که پیامبر در بدو حکومتش در مدینه روی آن تأکید می ورزید، " قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّه"  بگو: «اى اهل كتاب! بیایید به سوى 
  


نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

فاطمه سلام الله علیهااصل واساس انسانیت است

سه شنبه 1393/02/2   10:37 ق.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،خبری ،

حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای سید جوادی غزنوی:
*فاطمه سلام الله علیها اصل و اساس انسانیت است
*تعصب و نژاد گرایی شرک است 
به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادر محفل با شکوهی در دفتر حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی بر گزار گردید، سخنران اصلی این محفل حجت الاسلام و المسلمین سید جوادی عزنوی بود ایشان ضمن تجلیل از مقام والای فاطمه زهرا(س)، اشاره نمود که نام گزاری چنین روزی را به نام مادر به خاطر این است که اولاً مادر ریشه، اصل و پایه ی همه عظمتها است؛ به مکه "ام القرای اسلامی" می گوید نه "ابوالقرای اسلامی" فاتحه الکتاب را "ام الکتاب" می گوید، بلخ را هم زمانی به خاطر عظمتش "ام البلاد" می گفتند، پس فاطمه(س) مادر همه عالم اسلام و اصل و اساس انسانیت است...


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

میلاد پیامبر رحمت مبارک باد!

سه شنبه 1392/10/24   01:17 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،


هفته میلاد پیامبر رحمت و دوستی را به همه ی مسلمانان بخصوص هموطنان گرامی ام  تبریک عرض می کنم و از خدای محمد(ص) استدعا دارم تا در پرتو اندیشه های وحدت بخش رسول گرامی اش:

-  رشته های دوستی در جامعه ما محکمتر گردد

- زمینه های همپذیری و تعاون میان همه ی اقشار مردم ما فراهم شود

- سایه های شوم تکفیر گران جنگ افروز و نفاق انگیز از سر ملت ما برچیده شود

تا به جای شراره های آتش جنگ و آدم کشی کانون صلح و محبت در کشور گرمترگردد


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

امنیت، عدالت و رفاه در کلام امام صادق(ع)

سه شنبه 1392/06/26   09:42 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

امام صادق (ع) می فرمایند:

سه جیز است که مردم [برای تکامل و سعادتمندی خود] به آن نیاز دارند:

 امنیت، عدالت، رفاه.

تحف العقول ص 320

 

 آن حضرت با سخن فوق می خواهد این موضوع را به ما بفهماند که مثلت امنیت، عدالت و رفاه در جامعه بشری پایه های سعادتمندی و تکامل او را تشکیل می دهد و نمی توان آنها را از هم جدا دانست، زیرا عدالت هنگامی در جامعه ای تحقق می یابد که در آن انسانها از نعمت امنیت بر خوردار گردند، پس عدالت بر پایه امنیت و مراعات حقوق دیگران استوار است به تعبیر دیگر؛ ارزش قایل شدن به جان، مال حیثیت


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

جشن میلاد کعبه

شنبه 1392/03/4   04:07 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،خبری ،


به مناسبت سالروز تولد مولای متقیان امیرمؤمنان حضرت امام علی (ع) از سوی دفتر حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی و مشارکت علما و طلاب  اهل تشیع و تسنن،  بازاریان، محصلین دانشگاه بامیان، متعلمین لیسه ها، مسؤلین دولتی و سایر اقشار و حلقات فرهنگی و مذهبی  جشن با شکوهی برگزار گردید.

این مراسم رأس ساعت دونیم بعد از ظهر 13 رجب با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید توسط قاری کاظم زاده آغاز گردید و سپس مجری برنامه و مسئول ستاد نماز جمعه جناب آقای مهدوی ضمن عرض تبریک و خیرمقدم شرکت کنندگان برنامه های جشن را اعلام نمود؛ ارائه مقالات، شعر توسط محصلین دانشگاه و  متعلمین، اجرای سرود توسط گروه سرود فاطمه الزهراء و گروه سرود نو جوانان سر آسیه از جمله برنامه های این محفل اعلام گردید.




ادامه مطلب

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

دانستنیهای در مورد کعبه

چهارشنبه 1391/11/11   05:32 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

undefined
به سوی دیار قبله
قسمت پنجم
کعبه که در وسط مسجد الحرام قرار دارد، قبله گاه مسلمین و از مقدس ترین مکان در دین مبین اسلام است. نامهای دیگر کعبه که در قران شریف نیز آمده عبارت است از:
1- «بیت العتیق»: لَكُمْ فِیهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَیْتِ الْعَتِیقِ [1]
2- «بیت الحرام»:  یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلاَ الْهَدْیَ وَلاَ الْقَلآئِدَ وَلا آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ وَلاَ یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ [2]   
3- «بیت المعمور»:  وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ [3]     
4- «بیت المحرّم»: رَّبَّنَا إِنِّی أَسْكَنتُ مِن ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِندَ بَیْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْكُرُونَ [4]
بنای کعبه توسط حضرت ابراهیم(ع) و فرزندش اسماعیل(ع) ساخته شده‌است.[5] بعضی هم بر این باورند که خانه خدا قبل از ابراهیم ساخته شده و نخستین سازنده آن حضرت آدم(ع) است.[6] در قرآن شریف نیز از کعبه به اولین خانه ای که برای عبادت خلق ساخته شده  یاد گردیده است: «اِنَ أَوَل بَیتٍ  وُضِعَ لِلنَاسِ لَلَذی بِبَکَّةَ مُبَارَکاً وَهُداً لٍلعَالَمَینَ» (آل عمران) بنابر گفتار تاریخ‌نگار اسلامی، آزرقی،[7] ساختمان کعبه ۱۰ بار بنیان شده‌است. به این ترتیب:
بنیان الملائکه
بنیان آدم
بنیان شیث
بنیان ابراهیم وپسرش اسماعیل
بنیان العمالقه
بنیان جرهم
بنیان مضر
بنیان قریش
بنیان عبدالله ابن زبیر
بنیان حجاج ابن یوسف الثقفی
تا پیش از فتح مکه توسط حضرت محمد(ص)، قریش کعبه را محل نگهداری و پرستش بتهای متعددی چون لات، عزی، نائله، منا، اسافه و... قرار داده بود. بزرگ این بت‌ها بنام هبل یادمی شد.
ساختمان کنونی کعبه در زمان حجاج ابن یوسف الثقفی بازسازی شد اما در سال 1040ق، در اثر جاری شدن سیل در مسجد الحرام تخریب گردید سلطان مراد چهارم عثمانی که از حکام آن زمان بود کعبه را با استحکام کامل باز سازی نمود بطوری که تاکنون به‌همین شکل پابرجا و استوار باقی مانده‌است. ارتفاع کعبه حدود ۱۳٫۱ متر، با طول و عرض ۱۲٫۸۶ در ۱۱٫۳ متر است.
پیش از بنای قریش، کعبه دو در داشت: یکی در ناحیه شرقی (محل در کنونی) و دیگری در ناحیه غربی. که از یکی وارد و از دیگری خارج می‌شدند؛ اما قریش تنها در ناحیه شرقی آن دری نصب کرد. بعدها عبدالله ابن زبیر در دیگر را گشود که به وسیله حجاج بن یوسف بسته شد و اکنون همان یک در باقی مانده‌است. این در تا به حال چندین بار عوض شده‌است و در سال 1398ق به دستور خالدبن عبد العزیز در جدیدی ساخته و نصب شد. ساختمان کعبه نیز از سال1040ق تا سده اخیر تعمیر نشده بود؛ ولی در سال1377ق و سپس 1417ق به دستور سعود بن عبد العزیز و قهد بن عبد العزیز در آن تعمیراتی صورت گرفت. سقف کعبه، دو سقفی است که با سه پایه چوبی که در میانه آن در یک ردیف قرار گرفته و نگهداری می‌شود. اطراف آن سنگ‌های مرمر نصب شده و در کنار آن پلکانی قرار دارد که برای رسیدن به سقف بالایی تعبیه شده‌است.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

مناظره علمی عجیب امام صادق علیه السلام

سه شنبه 1391/11/10   03:07 ق.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

نقل از: شبکه اطلاع رسانی افغانستان
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رییس مذهب جعفری ( شیعه ) در روز 17 ربیع الاول سال 83 هجری چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر می باشد.
کنیه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است . حضرت صادق تا سن 12سالگی معاصر جد گرامیش حضرت سجاد (ع) بود و مسلما تربیت اولیه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چینی کرده است .
پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نیز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی کرد و با این ترتیب 31 سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر یک از آنان در زمان خویش حجت خدا بودند ، و از مبدا فیض کسب نور می نمودند گذرانید.
بنابراین صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار می باشد ، بهره مندی از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی و ذکاوت بسیار ، به حد کمال علم و ادب رسید و در عصر خود بزرگترین قهرمان علم و دانش گردید . پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نیز دوره امامت او بود که در این مدت "مکتب جعفری " را پایه ریزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شریعت محمدی ( ص ) گردید .
زندگی پر بار امام جعفر صادق(ع) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی امیه ( هشام بن عبدالملک، ولید بن یزید، یزید بن ولید، ابراهیم بن ولید، مروان حمار ) که هر یک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم (ع) را فراهم می کرده اند، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نیز در زمان امام (ع) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بیداد و ستم بر امویان پیشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شریفش در ناامنی و ناراحتی بیشتری بسر می برد.
در چنین شرایط دشواری ، امام دامن همت به کمر زد و به احیا و بازسازی معارف اسلامی پرداخت و مکتب علمی عظیمی به وجود آورد که محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص ( همانند هشام ، محمد بن مسلم و ... ) در رشته های گوناگون علوم بودند ، و اینان در سراسر کشور پهناور اسلامی آن روز پخش شدند . هر یک از اینان از طرفی خود ، بازگوکننده منطق امام که همان منطق اسلام است و پاسدار میراث دینی و علمی و نگهدارنده اسلام راستین بودند ، و از طرف دیگر مدافع و مانع نفوذ افکار ضد اسلامی و ویرانگر در میان مسلمانان نیز بودند .


مناظره حضرت را در ادامه بخوانید

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

آیه قرآن بر ورودی مشهورترین دانشگاه آمریکا+عکس

یکشنبه 1391/11/1   01:22 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،خبری ،

 آیه ۱۳۵ سوره «نساء» بر سردر دانشگاه هاروارد

دانشگاه هاروارد مشهورترین دانشگاه آمریکا، آیه ۱۳۵ سوره نساء را بر روی دیوار ورودی دانشکده حقوق خود نصب کرد.

مسئولان دانشکده حقوق هاروارد مشهورترین دانشگاه آمریکا،  ترجمه انگلیسی آیه‌ 135 سوره مبارکه «نساء» را روی دیوار ورودی اصلی دانشکده حقوق خود نصب کرده اند، دانشگاه هاروارد در سال 1636 در «ماساچوست» آمریکا تأسیس شد و قدیمی ‌ترین مؤسسه آموزش عالی در آمریکا محسوب می شود.

مسئولان دانشگاه هاروارد تصمیم گرفته اند ترجمه انگلیسی آیه‌ 135 سوره مبارکه «نساء» را روی دیوار ورودی اصلی دانشکده حقوق خود نصب کنند . این خبر از سوی یک دانشجوی عربستانی که در هاروارد مشغول به تحصیل است، در برخی رسانه های عربی منتشر شده است.

 


ادامه مطلب همراه عکس از دانشگاه هاروارد

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

فلك را ركن آرامش شكسته

جمعه 1391/10/22   09:26 ق.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

 

رحلت رسول گرامی اسلام، پیام آور صلح و آزادی مبارک باد!

شب هجر رسول وحى آمد

شب قطع نزول وحى آمد

فلك را ركن ارامش شكسته

زمین از اشك غم ، در گل نشسته

ملائك جمله در جوش و خروشند

خلایق جمله از ماتم خموشند


نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

آیینه شدی تا که خدا در تو درخشید

چهارشنبه 1391/10/13   11:42 ق.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،خبری ،

    • آیینه شدی تا که خدا در تو درخشید
      خورشیدترین حادثه ها در تو درخشید
      بر دوست همان روز که با حنجره ی خون
      گفتی تو «بلی» کرب و بلا در تو درخشید

      اربعین سرور آزادگان تسلیت باد!

  • شرکت میلیونها زائر در مراسم اربعین حسینی در کربلا

    مراسم اربعین حسینی امسال علاوه بر حضور میلیونها زایر از مناطق مختلف عراق با شرکت عزادارانی از 130 کشور جهان در کربلای معلی برگزار می شود.
    کاروانهای عزاداران حسینی از 130 کشور جهان در مراسم بزرگداشت اربعین سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) در کربلای معلی شرکت می کنند.
    علاوه بر آن، شش هزار و 148 کاروان و هیات عزاداری عراقی از مناطق مختلف عراق در این مراسم باشکوه شرکت خواهند کرد.
    ریاض نعمه السلمان به یک پایگاه خبری عراقی گفت 130 کشور عربی و غیر عربی در مراسم بزرگداشت اربعین حسینی امسال شرکت می کنند که مهمترین آنها، کاروانهایی از ایران، کویت، عربستان، لبنان، بحرین، پاکستان، سویدن، آلمان، روسیه، هند و افغانستان هستند.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

سفر به دیار قبله

چهارشنبه 1391/09/15   04:53 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

سلام دوستان!

بزودی خاطرات، برداشتها و دیدگاهها وچشم دیدهایم را در مورد  سفر الهی و عبادی مکه مکرمه برای شما دوستان عرضه می دارم.

بعض عناوینی که در این نوشته خواهید خواند:

به دور کعبه ی مقصود

وضعیت حجاج کشور و خدمات وزارت حج و اوقاف برای آنان

زنده باد زندان پلچرخی ؟!! و زندان بانان آن!!!

دزد های سر گردنه

این حج زهر مار تان باد!!

گوسفندان رام و گرگان گرسنه

معامله یا بی عرضگی

چه غریبند اهل بیت

و....


نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

پیامبر گرامی اسلام(ص) و وحدت بشری

دوشنبه 1390/11/17   12:57 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

پیامبر(ص) موظف میشود تا همه آیین‏هاى توحیدى و ادیان و ملتهاى خدا جوى را دعوت به اتحاد نماید و با مطرح كردن محورهاى مشترك ؛ دنیا را به گلستانی از صلح و صفا تبدیل سازد

 به مناسبت تولد پیامبر اسلام(ص) و هفته وحدت

هیچ كس نقش وحدت را در تكامل و پیشرفت اجتماعات یشرى منكر نیست، فایق آمدن بر مشكلات و پیروزى بر دشمنان داخلى و خارجى جز با وحدت امكان‏پذیر نمى‏باشد، جامعه‏اى كه یگانگى در آن حكم فرما نیست همیشه مورد تهاجم استعمار گران و دچار كشمكشهاى نفاق داخلى است و آتش حسادت، بخل ، عداوت و برترى خواهى و ده‏ها فساد اجتماعى در چنین جامعه‏اى هرگز خاموش نمى‏گردد و مردم آن از نعمت امنیت و آسایش محرومند و در نتیجه پایه‏هاى زندگى در آن سست و لرزان بوده همیشه در معرض انواع تهاجمات قرار دارد، به همین خاطر ادیان الهى براى تزكیه موانع وحدت از جامعه واستحكام بخشیدن به وحدت میان مردم مى‏كوشیده و آنان را همیشه به همدلى و نوع دوستى و مشاركت براى رفع مشكلات همدیگر دعوت مى‏كردند.

 اسلام كه كامل كننده ادیان الهى است نه تنها وحدت میان مسلمین را به عنوان یك وظیفه اسلامى مطرح مى‏نماید و به آنان دستور مى‏دهد كه: (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُوا)[1]، بلكه پیامبر گرامى اسلام از سوى خداوند مأمور مى‏گردد كه: (قُلْ یَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَكُمْ)[2] با این مأموریت پیامبر(ص) موظف میشود تا همه آیین‏هاى توحیدى و ادیان و ملتهاى خدا جوى را دعوت به اتحاد نماید و با مطرح كردن محورهاى مشترك ؛ دنیا را به گلستان صلح و صفا تبدیل سازد و بدین طریق منازعات خشونت بارى كه همیشه میان آئینها و ملتها وجود داشته و باعث جنگ و خونریزى مى‏گردیده تبدیل به گفتگوى سالم و روشنگرانه گرداند، این یعنى گفتگوى تمدنها و تلاقى منطقى اندیشه و افكار براى رسیدن به وحدت و یگانگى پایدار.


ادامه مطلب را از یاد نبرید

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

رسول خدا (ص) در نگاه اندیشمندان جهان

یکشنبه 1390/11/2   02:14 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

به مناسبت سالروز رحلت رسول گرامی اسلام

ü      شریعت پیغمبر اسلام به علت توافق آن با عقل و حکمت در آینده عالمگیر خواهد شد

ü      او به هیچ وجه از شمشیر برای برداشتن سدهای جلوی راه خود استفاده نمی‌کرد

ü      محمد یک معلم مذهبی، یک مصلح اجتماعی، یک رهبر اخلاقی معنوی، تجسم بزرگ اجرایی کردن امور، دوستی با وفا، همنشینی زیبا، شوهری علاقه‌مند و پدری با محبت بود

ü      بر ماست تا به پیامبری او اعتراف نموده و او را رسول آسمان بر زمین بدانیم

روزهای پایانی ماه صفر که ما عزای آل الله است به دلیل همزمانی با ایام رحلت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) قلوب مسلمین به ویژه شیعیان را در پایان دو ماه عزاداری برای سالار شهیدان غمبارتر از پیش می کند. اما همین ایام سراسر حزن و اندوه فرصتی است مناسب برای آنکه عظمت پیامبری مهرآفرین نه تنها از منظر مسلمانانی که به او و رسالتش ایمان آورده اند، بلکه از دریچه نگاه اندیشمندانی غیرمسلمان به بحث گذاشته شود.
لئون تولستوی:
نویسنده و فیلسوف اخلاق گرای معروف روسیه که آموزه هایش سرمشق رهبران بزرگ سیاسی در جهان بوده است، در کتاب” اسلام و عرب” دکتر گوستاو لوبون صفحات 154 و 159، نظریه صائبی در مورد پیامبر اسلام (ص) دارد.
وی که سرمشق افرادی همچون گاندی بوده، چنین می گوید: «شخص شخیص پیامبر اسلام سزاوار همه گونه احترام و اکرام می باشد. شریعت پیغمبر اسلام به علت توافق آن با عقل و حکمت در آینده عالمگیر خواهد شد.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

 
Online User
IranSkin go Up