تبلیغات
تـــــفاهـــــــم - مطالب آبان 1393

*از بامیانم و از دیار كاوه وفریدون،
•از آرزوهایم این است كه سایه‌ی تبعیض و بی عدالتی بر زندگی انسانی چیره نگردد و آتش جنگ و نفاق امنیت و آسایش شان را بهم نزند.
•به آینده ای امید وارم كه نسیم محبت و دوستی رایحه خوش شادی را بر خانه های هموطنانم عطر افشانی كند و گل لبخند بر لبان كودكان شان شكوفه زند.
• توقعم از همه ی دوستان این است كه با دریغ نكردن نظرات خود یاریم نمایند.
ایمیل من: sadeqy_bamyani@yahoo.com

صادقی بامیانی

جستجو

 

اسلام؛ استقلال، آزادی و دمکراسی (2)

جمعه 1393/08/30   07:12 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

قسمت دوم:
آزادی
معنای آزادی
آزادی در لغت: به معنای رهایی و نا وابستگی آمده است.
در لغت نامه دهخدا آمده: آن که بنده نباشد، حر، ضد بنده. در یونان باستان هم به همین معنا بکار می رفت.
پس آزادی به معنای رها بودن از هر قید و بند و نبودن مانع بر سر راه فرد می باشد.
در اصطلاح مفهوم حقوقی است که بر اساس مبانی انسان شناختی و فلسفه ی مکاتب تعریف می شود و تعریف واحدی ندارد، تا هنوز بیش از صد تعریف برای آزادی ارائه شده، اما در مجموع می توان گفت که در همه تعریفهای که برای آزاده شده به مفهوم های زیر اشاره دارد:
الف- حکومت بر خود، خود مختاری، استقلال.
ب- توانایی کلی در انجام کارها، داشتن انتخاب در انجام کار Optionality كه اگر شخص به انجام کاری و چیزی دست زند نباید هیچ چیزی او را از انجام آن  باز دارد و اگر نخواهد انجام دهد کسی او را مجبور نکند.
حد نهایی این قابلیت آن است که حتی عوامل درونی و روانی مانعی بر سر راه آزادی او در انجام انتخابش نباشد.
پس آزادی امکان عملی کردن تصمیم های است که فرد یا جامعه به میل و یا اراده ی خود می گیرد.
چنانچه انسان بخواهد همه ی تصمیم های را که می گیرد عملی کند و از طرفی هیچ قانون، یا تفکر و اعتقادی کردار و خواسته های او را در چوکاتی در نیاور و هیچ فردی عملکرد او را محدود نکند؛ این می شود آزادی مطلق و این آزادی یعنی آزادی بدون حد و مرز، اما از آنجای که انسانها دارای زندگی اجتماعی اند آزادی مطلق افراد باعث تجاوز به حق و حقوق دیگران و پای مال کردن آزادی آنان می گردد، پس باید آزادی در چوکات قانون و مقرراتی مهار شود تا از این موهبت الهی همه یکسان بهره مند گردند بدون آنکه حق کسی از دست برود؛ این آزادی مورد پسند همه ی مکاتب و انسانهای آزاده است، به همین خاطر "هگل" آخرین فیلسوف صاحب مکتب تاریخ فلسفه غرب آزادی را جوهر حیات" بشری می خواند.
بنابراین، محدوده ی آزادی  را قانون تعیین می کند، و ماهیت قانون این است که هم برای اشخاص اثبات حق کند و هم اثبات تکلیف زیرا هیچ حقی ثابت نمی گردد مگر اینکه در کنار آن تکلیفی نیز بوجود می آورد بناءً اگر قانون آزادی را حق مسلم من می داند مرا هم مکلّف می سازد تا این حق را از دیگران هم سلب نکنم، در یک جامعه دمکراسی اگر من حق آزادی بیان دارم در قبال آن مکلفم تا این حق را از سایر شهروندان هم نگیریم.

محدودیتها و موانع  آزادی
در جهان غرب از سویی اصل و ریشه آزادی را در خواسته ها و تمایلات انسانی می داند و از سوی دیگر حد آزادی را تنها به عوامل بیرونی محدود می نماید که عبارت است از قانون، و هر عامل بیرونی که باعث لطمه وارد کردن به آزادی  دیگران شود در چوکات قانون ممنوع شمرده می شود و مستحق مبارزه می داند.
اما اسلام؛ بلکه همه ی ادیان الهی و مکاتب اخلاقی؛ بر این باورند که علاوه بر اینکه رفتار و روابط انسان با همدیگر از طریق قانون محدود می گردد مورد دیگری نیز است که باعث محدویت عملکرد افراد از درون انسان می شود و نمی توان آن را در دایره قانون گنجانید بلکه مربوط به اخلاق و عقیده افراد می شود  و تحت عنوانهای ترحم، گذشت، ایثار و فداکاری دارای ضوابط خاص خود است به همین خاطر؛  موانع آزادی را؛ در یک تقسیم بندی کلی؛ از نظر اسلام و همچنین ادیان الهی می توان به دو دسته تقسیم کرد:
الف- موانع درونی
2- موانع بیرونی

موانع درونی:
اشاره کردیم که در ادیان الهی و مذاهب اخلاقی علاوه بر موانع بیرونی یکسره موانع درونی را نیز برای محدود کردن آزادی  در نظر می گیرد، در اسلام نیز موانع درونی جایگاه ویژه ای دارد به قسمی که عمل هر انسان را  به نیت او ربط می دهد  و قصد و نیت را سنگ زیرین کردارها و منشها و زیر بنای مقبولیت و عدم مقبولیت کار و تلاش عمل بیرونی انسان به حساب می آورد، و چه بسا بجای عمل ظاهری و بیرونی انسان به نیت و قصد او پاداش و جزا می دهد، زیرا نیت هر انسانی پایه و دورنمایی از اعمال، نظرات و قضاوتهای او می باشد به عبارت بهتر، اسلام شخصیت بیرونی هر انسانی را نمایی از شخصیت درونی او میداند و تبلوری از فکر، اندیشه و حالات ذهنی او و معتقد است بسیاری از خصیصه های درونی انسان باعث ذلت، بیچارگی، فساد و انحطاط در او و حتی اطرافیانش می گردد مانند حسادت، کینه ورزی بغض، طمع، بدگمانی، تهمت، غیبت، شهوت، نژاد، خون و رنگ و خاک، باورها و بدتر از همه کشیشها و خواسته های مهار ناپذیر نفسانی است که انسان را برده وار به هر سو می کشاند و به هر کاری برای رسیدن به آنها وامیدارد به همین خاطر خداوند از آن تعبیر به "اِله" نموده «أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ؟»... (اى پیامبر ما) آیا مى‏نگرى آن را كه هوا( و خواسته ها)ى نفسش را خداى خود قرار داد.
از نظر اسلام این آزادی تأثیر زیربنایی را روی اخلاق اجتماعی و سیاسی یک فرد دارد به همین خاطر آزادی از آن را مقدم بر همه ی آزادیها دانسته و آن را جهاد "اکبر" می داند.

موانع بیرونی:
1- محدودیتهای که ناشی است از مصالح جامعه، مردم و حفظ ثباتِ نظام سیاسی و اجتماعی.
2- محدودیتهای که ناشی است از، التزام حکومت و جامعه به دیانت و اعتقادات مردم.
3- قانون دولتی و کشوری (محدودیت قانونی).

آزادی در اسلام
منشأ آزادی در غرب خواست و تمایلات انسان است که در چوکات قانون در می آید اما در اسلام با توجه به اینکه آزادی را حق اولیه بشر دانسته، منشأ آن را اصل توحید می می داند: 
این اصل(توحید) به ما می آموزد که اطاعت و بندگی منحصر به خداوند است و اطاعت از دیگران نیز می باید در راستای اطاعت از خدا باشد، به نامه پیامبر اکرم به اسقف نجران توجه فرمایید: 
مِن محمّد النّبىّ، رسول اللّه، إلى أسقف نجران.... أمّا بعد؛ فإنّى أدعوكم إلى عبادة اللّه من عبادة العباد. 
از سوی محمدِ پیامبر(ص)، فرستاده ی خدا به اسقف نجران .... سپس؛ شما را از پرستش و عبادت بندگان به بندگی خداوند یکتا فرامی خوانم.
از نظر اسلام خداوند انسان را آزاد آفریده و آزادی جزء سرشت او است، امام علی(ع) می فرماید: أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ آدَمَ لَمْ یَلِدْ عَبْداً وَ لَا أَمَةً وَ إِنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ أَحْرَارٌ ای مردم! آدم نه بنده ای زاییده و نه کنیزی. مردم (از نظر آفرینش) آزادند.
آن حضرت در جای دیگری می فرماید: لَا تَكُنْ عَبْدَ غَیْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً 
بنده ی کسی نباش که براستی خداوند تو را آزاد قرار داده.
بر این اساس هیچ انسانی حق ندارد انسانهای دیگر را مجبور به تسلیم و وادار به اطاعت از خود کند و یا ملت و جامعه ای را از آزادی شان محروم گرداند.

هدف اسلام از آزادی 
منظور و هدف از آزادی در اسلام این است که بشر بتواند در سایه ی آن به حقوق طبیعی خود دست یابد و از نعمتها و موهبت های الهی که برای او آفریده شده بطور درست بهره مند گردد و از آنها برای تکامل و تعالی خود و جامعه اش استفاده کند و در کنار آن عدالت،  احسان،  تعاون به نیکی و تقوی بر روابط مردم حاکم شود و به موازات آن استبداد و خود کامگی از بین برود.


نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

روضه خوانها و واعظان، به امام سجاد(ع) ظلم نکنید!

پنجشنبه 1393/08/29   12:35 ق.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

آیا می دانید که روح سالم در بدن سالم است؟ زیرا هرگز انسانی که علیل، مریض و ناتوان است نمی تواند در جامعه پیروان سالم و با تحرک عرضه کند زیرا انسان علیل نه توان اندیشیدن درست را دارد و نه قدرت تحرک کافی را و نه حوصله تحمل سختیهای مبارزات اجتماعی را.
آیا میدانید که سلامت جسم و روح یکی از شرایط امامت است؟ بنا بر این، برای تحریک عواطف عوام با الفاظ چون امام بیمار، علیل و مریض از امام سجاد یاد نکنید و برای شفای مریضها خدا را به امام بیمار قسم ندهید که این کار ظلم و توهین به مقام والای امام زین العابدین(ع) است، شخصیتی که در کمال صحت و سلامت زیست و بعد از واقعه کربلا درسخت ترین شرایط ماندگارترین آثار مکتوب و عالم ترین شاگردان را تربیه نموده و در جامعه عرضه داشت:
شیخ طوسی در کتاب رجال خود از یکصد و هفتاد تن از شاگردان امام نام می برد که در میان آنان سعد بن مسیّب و ابو حمزه ثمالی از سرشناسترین و برجسته ترین شان است.
امام صادق(ع) ابوخالد کابلی، یحیی بن ام الطویل و جبیر بن مطعم را از چهره های بارز اصحاب آن حضرت ذکر می نماید.
کتابهای "صحیفه سجادیه" و "رساله الحقوق" آن حضرت دریای از حکمت و معرفت است، صاحب تفسیر "الجواهر" که از دانشمندان اهل سنت است در باره صحیفه سجادیه می گوید: "آن کتاب را یگانه یافتم که مشتمل بر علوم، معارف و حکتمهایی است که در غیر آن یافت نمی شود".
در حقیقت امام سجاد(ع) نه یک انسان همیشه بیمار، علیل و ناتوان بود بلکه او در سخت ترین شرایط و بعد از قیام و نهضت امام حسین(ع) هدایت  نهضت علمی و فرهنگی را بدوش داشت، نهضتی که بعد از آن حضرت به وسیله امام باقر(ع) ادامه یافت و توسط امام صادق(ع) به بار و بر نشت و در اوج شکوفایی خود رسید.


نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

 
Online User
IranSkin go Up