تبلیغات
تـــــفاهـــــــم - اسلام؛ استقلال، آزادی و دمکراسی (1)

*از بامیانم و از دیار كاوه وفریدون،
•از آرزوهایم این است كه سایه‌ی تبعیض و بی عدالتی بر زندگی انسانی چیره نگردد و آتش جنگ و نفاق امنیت و آسایش شان را بهم نزند.
•به آینده ای امید وارم كه نسیم محبت و دوستی رایحه خوش شادی را بر خانه های هموطنانم عطر افشانی كند و گل لبخند بر لبان كودكان شان شكوفه زند.
• توقعم از همه ی دوستان این است كه با دریغ نكردن نظرات خود یاریم نمایند.
ایمیل من: sadeqy_bamyani@yahoo.com

صادقی بامیانی

جستجو

 

اسلام؛ استقلال، آزادی و دمکراسی (1)

یکشنبه 1393/07/6   09:17 ب.ظ


نوع مطلب : دینی و مذهبی ،

اشاره:

سلسله نوشتاری که پس از این تحت عنوان"اسلام، استقلال آزادی و دمکراسی" می خوانید خلاصه مباحثی است که در دانشگاه بامیان صورت گرفته و اینکه به شکل مکتوب  در منظر   و قضاوت دوستان قرا داده می شود امید است با ارایه نظرات خویش حقیر را ممنون سازند.

استقلال

·       قسمت اول: معنای استقلال


استقلال واژه ای است عربی و در لغت به معنای آزادگی و وابسته نبودن می آید.

اما اصطلاحا: به شرایطی گفته می شود که یک ملت، کشور یا دولت توان مندی خود گردانی و حاکمیت بر سرزمین خود را داشته باشد.

علاوه بر آن استقلال به احزاب، نهادهای مدنی، سازمانها و تشکّل های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی غیر وابسته و متکی به خود نیز بکار می رود، همچنین استقلال به افرادی که در اراده، تفکر و عمل متکی به خود باشد اطلاق می گردد.

پس وابسته نبودن و تکیه بر توانمندی و اراده خودی محور اصلی استقلال می باشد در این صورت این سوال پیش می آید که آیا استقلال به معنای نفی ارتباط با دیگران است و قطع هرگونه همکاری با آنها و بی نیازی از غیر خودی؟ و نظر اسلام در این مورد چیست؟

به عبارت بهتر آیا استقلال در اسلام به معنای قطع ارتباط با جهانِ غیر از اسلام است و رد هر گونه ارتباط متقابل در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی و علمی و اقتصادی و...؟


اسلام و ارتباط با جهان

همانطور که می دانیم انسان موجودی اجتماعی است و در سایه همکاری و ارتباط جمعی می تواند زندگی نموده رشد و تکامل یابد، هر قدر جامعه انسانی توسعه یابد نیاز مندیهای آنان به همدیگر شدید تر می گردد و ضرورت ارتباط شان بیشتر می شود.

برای اینکه برای ما روشن شود که اسلام چه نظری نسبت به ارتباط با سایر ادیان و صاحبان تفکر و اندیشه دارد باید ببنیم که مخاطبان و کسانی که مورد توجه اسلام بوده چه کسانی اند و پیامهای اسلام شامل چه محدوده های می شود ، آیا اختصاص به افراد خاص، جامعه ی خاص و نژاد و زمان خاصی و یا حتی مفکوره و اندیشه ی خاصی داشته است؟


اگر به قرآن شریف توجه فرمایید می بینیم مخاطبان اسلام بیشتر با کلمه "ناس" (مردم) آمده که شامل همه ی انسانها است، این می رساند که بیشترین مخاطب قرآن که یگانه کتاب آسمانی مسلمانان می باشد همه ی مردم جهان است و تمام بشریت بدون در نظر داشت خاک، خون و سایر تعلقات و وابستگی ها.

بنا بر این همانطور که اسلام به خود حق می دهد تا مخاطبین و شنوندگانش همه ی مردم باشد به آنان نیز حق می دهد تا سخنان و نظرات شان مورد توجه قرار گیرد، به این آیه توجه فرمایید:

فَبَشِّرْ عِبَادِ(17) الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ  أُوْلَئكَ الَّذِینَ هَدَئهُمُ اللَّهُ  وَ أُوْلَئكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ(18)

پس بندگان مرا بشارت ده: آن كسانى كه به سخن گوش مى‏دهند و از بهترین آن پیروى مى‏كنند، ایشانند كسانى كه خدا هدایتشان كرده و اینان خردمندانند.

در این آیه شریفه خداوند توجه و دقت روی سخنان دیگران و برگیزیدن بهترین آن را نشانه رستگاری و خرد ورزی او می شمارد که از لازمه آن ارتباط با صاحبان سایر اندیشه ها، عقاید و ادیان است و بیانگر آزاد اندیشی او در انتخاب و تعامل با آنها.

 

استقلال در اسلام به چه معنا است؟

استقلال یعنی نفی سلطه بیگانگان با تأکید بر اصل نفی سبیل: وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا[1] " و او هرگز براى كافران به زیان مسلمانان راهى نگشوده است."

این آیه می رساند که نباید مسلمانان از هیج لحاظی، اعم از لحاظ فرهنگی، اجتماعی، نظامی، سیاسی، اقتصادی و... ضعیف باشند تا به آنان ظلم شود و مورد استضعاف و استثمار واقع گردد و از طرف دیگر به پیروان خود نیز اجازه نمی دهد تا باعث ستم  بر دیگران شده و به آنها ظلم روادارند.

در کنار اصل نفی سبیل اصلی دیگر است به نام اصل نفی ظلم، اصل نفی ظلم در اسلام ایجاب می کند که مسلمان نباید به هیچ انسانی ولو اگر خدا پرست هم نباشد  ظلم کند و ظلم را یکی از گناهان کبیره می داند به همین لحاظ اصل نفی ظلم  به دیگران و ظلم پذیری (لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ )[2] ایجاب می کند که مسلمانان با مراعات احترام متقابل و حفظ حرمت دیگران  متکی به خود با شند.

 

آیا متکی بخود به معنای قطع کمک دیگران و نفی ارتباط با آنهاست؟

دلایل زیادی وجود دارد که مسلمانان می توانند از نیروی فکر، تجربه و سایر توانمندیهای دیگران با حفظ "اصل نفی سبیل" که ذکرش رفت بهره ببرند و با آنان در این قسمتها رابطه همکاری متقابل داشته باشند ازجمله:

  1. روایت معروف رسول اکرم: " اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّینِ، فَإِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ "[3]

    "بدنبال فراگیری دانش باشید اگرچه در چین باشد، که البته فراگرفتن دانش بر هر مسلمانی لازم و واجب است".

    این روایت می رساند که با تکیه به خود و ایمان به نیروی خود، جهت تقویت خود از مهارتها، تجربیات، و علوم دیگران استفاده کنید و برای بالابردن سویّه های علمی، اجتماعی و حتی اخلاقی جامعه و شخص خود از دیگران هم بهره ببرید و لو آنان مسلمان نباشند، زیرا در زمان رسول اکرم مسلمانی در چین وجود نداشت.

    بناءً اسلام آن ارتباطی را نفی می کند که بر مبنای حقارت پذیری، تکدّی گری و گدا صفتانه باشد ارتباطی که در آن استقلال و عزت و کرامت انسانی پای مال گردد.

    همزیستی مسالمت آمیز و ارتباطی که بر اساس تعاون و همکاری متقابل بشری صورت گیرد نه تنها از نظر اسلام مردود نیست بلکه پسندیده می باشد، به همین خاطر مهدی پیشوایی یکی از عوامل پیدایش جنبش علمی در زمان امام صادق(ع) را "همزیستی مسالمت آمیز با غیر مسلمانان مخصوصا اهل کتاب می داند و می گوید:

    "مسلمانان با آنان برخورد علمی داشتند و این خود بحث و بررسی و مناظره را به دنبال داشت".

  2. آیاتی که بر لزوم به "وفای به عهد" دلالت دارند مانند: وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلاً[4]  و[لازم است تا] همه به عهد خود[که هم شامل عهدهاى فردى و بین دو نفرى است، و هم شامل عهدهاى اجتماعى و بین قبیله‏اى و قومى و امتى است، بلكه از نظر اسلام وفاى به عهدهاى اجتماعى مهمتر از وفاى به عهدهاى فردى است، براى اینكه عدالت اجتماعى مهمتر و نقض آن بلائى عمومى‏تر است[5]] باید وفا كنید كه البته (در قیامت) از عهد و پیمان سؤال خواهد شد.

  3. آیات دال بر "پایبندی به قراردادها" : أَوْفُوا بِالْعُقُود[6]

  4. روایت رسول اکرم که در اکثر کتب روایی ازجمله صحیح بخاری آمده و مسلمانان را به وفای به شرط ملزم می سازد: «الْمُسْلِمُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ » [7]

     


[1] - نساء آیه 141

[2] - بقره آیه 279

[3] - کنز العمال فی السنن و الاقوال و الافعال ج10 ص 138 حدیث 28697

[4] - الاسراء آیه 34

[5]- ترجمه شرح تفسیر المیزان ج‏5، ص: 25

[6] - مائده آیه 1

[7] - یکی از شاگردانم در مورد ارتباط با مسیحی و یهودی و کلا اهل کتاب پرسیده است که: "عده ای قایل اند آنان نجس اند و اگر با دست تر به آنها دست بدهیم دست ما نجس می شود آیا این حقیقت دارد؟"

در جواب این محصّل عزیز باید بگویم که این نظر همه ی علمای اسلام نیست بلکه بسیاری و از جمله آیت الله العظمی سیستانی نظر غیر از آن را دارند، آنان با استفاده از سیره پیامبر گرامی اسلام که آن حضرت با اهل کتاب مراوده و نشست و برخواست داشته و نیز روایاتی که فعلا جای بحث آن نیست بر این عقیده اند که اهل کتاب محکوم به پاکی است، به دو جواب پرسشی که از آیت الله سیستانی شده توجه فرمایید:

1-      پرسش: احتراما این جانب قصد عزیمت به کشور هند را دارم سوال بنده این است که آیا پیروان مذهب هند و مسیحیت و زرتشت نجس هستند و احکام معاشرت با ایشان چگونه است؟ آیا صرف غذا در خانه آنها جایز است؟

پاسخ: مسیحی و زرتشتی محکوم به طهارت است و معاشرت با ایشان و کفار غیر اهل کتاب فی نفسه مانعی ندارد.

2-      پرسش: حکم معامله با یهودیان و مسیحیان و کلا کفار اهل کتاب و غیر کتابی را وضعا و تکلیفا بیان نمایید؟

پاسخ: اشکال ندارد.

 منبع: "پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر سید علی حسینی سیستانی"   www.sistani.org/persian/qa/0806


نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

عطر خدا
دوشنبه 1393/07/7 10:35 ب.ظ




سلام دوست عزیز ؛ امیدوارم خوب و سلامت و شاد باشید
افتـخار داریم که با این دعـوتنامه "شما" رو به یک اتفاق خوب مـهمون کنیم ...
عـطرخـــدا «جایی از جـنس آرامش و امـید» با مطالب زیبا آپ شد
صمـیمانه حضورتون رو خوش آمد میگیم




عطر خدا ، رسـیدن به آرامش واقعی .... و تجربه یک زندگی عاشقانه
www.AtreKhoda.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
Online User
IranSkin go Up