تبلیغات
تـــــفاهـــــــم - تو هم باید اسماعیلت را قربانی کنی

*از بامیانم و از دیار كاوه وفریدون،
•از آرزوهایم این است كه سایه‌ی تبعیض و بی عدالتی بر زندگی انسانی چیره نگردد و آتش جنگ و نفاق امنیت و آسایش شان را بهم نزند.
•به آینده ای امید وارم كه نسیم محبت و دوستی رایحه خوش شادی را بر خانه های هموطنانم عطر افشانی كند و گل لبخند بر لبان كودكان شان شكوفه زند.
• توقعم از همه ی دوستان این است كه با دریغ نكردن نظرات خود یاریم نمایند.
ایمیل من: sadeqy_bamyani@yahoo.com

صادقی بامیانی

جستجو

 

تو هم باید اسماعیلت را قربانی کنی

سه شنبه 1392/02/17   09:16 ب.ظ


نوع مطلب : خاطره ،


به سوی دیار قبله

قسمت دهم

بعد از مشعر گام سوم را باید پیش نهاد و به مینا کوچ کرد. در عرفات یک شب و یک روز بودیم و در مشعر از صبح صادق تا طلوع افتاب ماندیم اما در مینا باید دو شب را بیتوته کنیم و تا زوال روز بعد بمانیم.

مینا از تمنا به معنی خواستن آمده، می خواهد بگوید همچنانکه شعور بدون معرفت معنا ندارد یا اصلا شعوری بدون معرفت تحقق نمی یابد، هر خواست، تمنا و آرزویی بدون معرفت و شعور نیز نمی تواند باعث تعالی و سعادتمندی انسان شود.

در مینا بعد از تلاش و تکاپویی که در عرفات و مشعر انجام داده ای باید نخست فکر و جسمت را استراحت دهی تا با خیال آسوده خواسته هایت را مطرح کنی که چه می خواهی و چه باید باشی؟ به کدام مسیر باید در حرکت شوی؟ جهت حرکت و سمت و سوی اندیشه ات نیز باید معیّن گردد.

بیتوته در مینا ایجاب می کند که تو در پرتو معرفتی که به دست آورده ای شعورت را در یک آرامش کامل؛ به کار گیری تا بتوانی به انتخاب بهتر دست یابی.


در مینا فرصت بیشتری به تو داده شده تا خواسته هایت را در ترازوی معرفت سبک و سنگین کنی، بجای شعار از شعورت استفاده کنی، در عوض احساسات از درکت بهره گیری، آنگاه انتخاب کنی، از آنجای که خواسته های انسان لایتناهی است و انتخاب همه ی آنها امکان ناپذیر باید طبقه بندی کرد و...

در مسیر خواستن و تمنای هر انسانی دو دشمن و به عبارتی دومانع و کمینگاه وجود دارد:

نخستین دشمنت نفس ت که از درون تو را به بیراهه می کشاند و همه چیز را درجهت خواسته های خود می طلبد، ریاست، مال دنیا، مقام و...

دومین دشمنت ابلیس است شیطانی که از بیرون به وسوسه ات می گیرد این دشمن نیز با نفست سر و کار دارد و باگرفتن عنان نفس؛ انسان را به هر سوی که بخواهد می کشاند، شیطان بر نفست سوار می شود و خواسته های درونی ات  را در مسیر خواسته خود قرار می دهد، شیطان بیرونی در قالبها و جلوهای گونا گونی بر تو ظاهر می شود و لحظه ای رهایت نمی کند، همیشه دامش بر رویت پهن است و مکرش بی پایان، به همین خاطر نباید هیچگاه از او غافل شوی، وقتی در مینا هم هستی و در  تمنای خواسته هایت برای اینکه در خواسته ات گرفتار مکر شیطان نشوی چندین بار به رمی او همت کنی :

اولین بار در اولین روز ورودت به مینا  یعنی روز دهم ذی الحجه که طرفت شیطان بزرگ است (جمره ی عقبه یا جمریه ی کبری) او را رمی میکنی تا در برابر مال دنیا و سرمایه دنیا به پستی کشانیده نشوی، انسانیتت در لجن زار دنیا گرایی دفن نگردد مادیت و ماده گرایی تورا از معنویت و انسانیتت دور نگرداند به جای خدا به دور سرمایه و دنیا در طواف گردی، مگر نه این است که بسیاری از ما به خاطر مال دنیا و به دست آوردن سرمایه حق کشی می کند تملق می نماید، دست به هر ظلم و ستم به دیگران می زندو...؟

بله شیطان کبری را که رمی کردی، تنفرت را از او ابراز داشتی به قربانگاه می روی تا گوسفندی را قربانی کنی، چرا گوسفند؟

گوسفند در طول تاریخ و حتی حالا ساده ترین و معمولی ترین سرمایه انسان است، پشم آن تو را می پوشاند از گوشت و شیرش تغذیه می کنی زیادی گوسفند هم سرمایه است و هم وسیله پوشاندن و سیرکردن انسان در دنیا. اگر انسان به دنبال دنیا باشد چه می خواهد جز سرمایه ای که بیندوزد و وسیلها    ای که خود را بپوشاندو شکمش را سیر نماید، سرمایه ای که بتواند رام شود بهره دهد سیرت کند و بدن را بپوشاند.

گوسفند سمبل همه اینها است و تو در مینا سر مایه ات را در طبق اخلاص می گذاری وسیله زنده ماندنت را با تقدیم گوسفند در اختیار خدایت می نهی.

ابراهیم خواست تا اسماعیل را قربانی کند و خدا با دستور قربانی کردن اسماعیل او را در آزمون سختی قرار داد زیرا دنیای ابراهیم اسماعیلش بود او چیزی محبوب تر در دنیا و وابسته به دنیا از اسماعیلش نداشت اما وقتی دید ابراهیم خود را و خواسته ها و علایق خود را در جهت رضای پروردگارش قرار داده به او گوسفندی را تقدیم کرد تا بگوید ابراهیم اگر تو از خدا اسماعیل را خواستی و در آوان پیری آرزوی داشتنش را کردی به تو دادم و تو هم علی الرغم عاطفه ی پدری و محبت به هاجر که او هم در محبت اسماعیل سهمی داشت؛ از اسماعیلت چشم پوشیدی باید بدانی که در دنیا همه کس ابراهیم نیست  انسانهای است که مال دنیا اسماعیل او است علاییق دیگری جای علاقه  به اسماعیل را در درونش پرکند، علایقی که چه بسا فرزندش را به خاطر آن قربانی کند مگر نه اینکه قربانی فرزند وجود داشته؛ پدرانی بوده که برای دست آوردن دنیا،و رضایت سلطان و صاحبان قدرت و شوکت فرزندانش را قربانی می کرده و به غلامی می داده اند، پس باید آن علایق هم قربانی گردد.

خلاصه، تو هم باید اسماعیلت را قربانی کنی گاهی ممکن است فرزندت باشد یا مالت و یا عنوانت و سرمایه ات یعنی قربانی هر آنچه که دوستش داری و ممکن است مانع رسیدن تو به حقیقت گردد.

رمی شیطان باید توام باشد با قربانی کردن هر آنچه که مانع رسیدنت به حقیقت می گردد، هر آنچه که تو را از رسیدن به معنویت و انسانیتت دور می کند و هر آنچیزی که میان تو و خدایت فاصله ایجاد می نماید، حال آن قربانی هرچه باشد.

بعد از رمی جمره ی عقبه و قربانی که تغییر درونی است و صلاح روح و روان به ظاهرت باید بپر دازی، سرت را بتراشی که نشانه تفارق است صورتت را اصلاح کنی تا مرتب شوی، نه تنها موی سر که هر آنچه قبل از این در تو روئیده باید از تنت بتکانی، گرچه اصلاح درونی مقدم است اما نمی تواند جلوه آن در تو ظاهر نگردد، تغییر در روحت باید تغییراتی را در ظاهرت پدید آورد، چون آراستگی درونی به دنبال دارد آراستگی بیرونی را، مگر نه اینکه بیرون هرکسی را درونش می آراید، و جلوه های بیرونی نما و آینه ای از خواسته های درونی انسان است و...


نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
Online User
IranSkin go Up