تبلیغات
تـــــفاهـــــــم - عطر نیایش و...

*از بامیانم و از دیار كاوه وفریدون،
•از آرزوهایم این است كه سایه‌ی تبعیض و بی عدالتی بر زندگی انسانی چیره نگردد و آتش جنگ و نفاق امنیت و آسایش شان را بهم نزند.
•به آینده ای امید وارم كه نسیم محبت و دوستی رایحه خوش شادی را بر خانه های هموطنانم عطر افشانی كند و گل لبخند بر لبان كودكان شان شكوفه زند.
• توقعم از همه ی دوستان این است كه با دریغ نكردن نظرات خود یاریم نمایند.
ایمیل من: sadeqy_bamyani@yahoo.com

صادقی بامیانی

جستجو

 

عطر نیایش و...

یکشنبه 1391/12/27   04:01 ب.ظ


نوع مطلب : خاطره ،

به سوی دیار قبله


قسمت هشتم

3/8/1391

شروع مراسم حج:

هشتم ذی الحجه الحرام است امروز همه ی حجاج محرم می شوند و سپس به عرفه می روند ما نیز همراه با حجاج بامیان ساعت دو و نیم بعد از ظهر از محل اقامت خود در "عتیبیه" برای نیت حج تمتع پیاده و در صفوف مرتب به سوی حرم براه افتادیم، وقتی وارد حرم شدیم دوستان دگر ماهم در آنجا آمده بودند، امروز تقریبا همه ی حجاج با لباس احرام در حرم حضور یافته بودند؛ لباسی که همه را یک رنگ نموده و تمام امتیازات را از بین برده است، رئیس و مرئوس، عرب و عجم، ترک و تاتار، سفید و سیاه،.... همه یک تشخص یافته؛ و در زیر یک عنوان قرار گرفته اند و همه یک فریاد را سر می دهند: لبیک اللهم لبیک، لبیک لاشریک لک بیک ان الحمد....

هشتم ذی الحجه یاد آور خاطرات سردار شهیدان حسین بن علی(ع) نیز می باشد، او در چنین روزی حج خود را تبدیل به عمره مفرده کرد و عازم عراق شد به همین خاطر قبل از نیت حج دو رکعت نماز به روح آن بزرگوار و یارانش که برای رهایی انسان از ستم و بی عدالتی قیام نمودند؛ هدیه کردم و نیز  به پاس توفیقی که خداوند نصیبم نموده تا در این مراسم بزرگ دینی و اسلامی که میلیونها مسلمان در آن حضور یافته اند؛ شرکت نمایم؛ دو رکعت نماز شکر به جا آوردم و از خداوند خواستم تا توفیق شناخت اسرار حجش را نیز به من عنایت کند.

از پشت مقام ابراهیم احرام بستیم و نیت حج تمتع کردیم، در اینکه از داخل حرم آنهم از پشت مقام ابراهیم احرام باید بست به معنای این است که با خدای خود پیمان می بندی که در زندگیت به ابراهیم اقتدا کنی و به امامت او حرکت کنی و مسیر زندگیت را به پیش ببری، پا جای پایش بنهی دریک کلام جزء امت بزرگ ابراهیمی شوی.

 

صحرای عرفات و عطر نیایش

شب بعد از نماز مغرب به سوی عرفه حرکت کردیم، از عرفه اولین مراسم جمعی حجاج آغاز می شود، عرفه از ماده ی "عرف" به معنای "شناخت" است، یک شب باید در صحرای عرفه بمانی و این فرصتی است که برای شناخت خویش به جستجوی خود بپردازی و در خودت فروروی تا خدایترا در زره زره ی وجودت حس کنی و بدین طریق از رحمت الهی برای شستشوی روحت بهره گیری.


در عرفات باید به همه ی آنچه کرده ای اعتراف کنی به تمام زندگی ات مرور نمایی؛ چه بودی، چه کردی، کم و کاستیت چه بوده وبالاخره خطاهایت را بشناسی و شناخت اشتباهاتت و اعترافت به آن مقدمه ای باشد که باید برای رفع آن.

در روایات هم آمده است که عرفه برای مناجات، توبه و گرفتن حاجات است، در عرفه مستحب است حاجی به گوشه ای از خیمه برود به تمام زندگی اش مرور کند از گناهانش، از تمام خطاها و کرده های ناپسندش اظهار پشیمانی نماید، پس شناخت خطا و گناه برای جبران آن لازم، خوبست در عرفات حاجی سخنانی را که با خدایش در میان می گذارد با گریه و تضرع بیان کند به قدری که آز آن نشانه های پشیمانی مشهود باشد؛ خدا یا با کوله بار از گناه بر سر سفره رحمت تو نشسته ام، خوانده شده ی ضیافت کرم بی پایان توام، خطاهایم را شناختم، به آنها معترفم، می پذیرم بد کردم اما تو از بزرگواریت مرا ببخش، توان معرفت و درست پیمودن راه زندگی را برایم عنایت فرما!

امشب در عرفه چه غوغایی برپاست و چه صحنه های به نمایش گذاشته شده؛ زمزمه های نیایش گران فضای عرفات را عطر آگین نموده، در کنار خیمه ها، مردان و زنانی را دیدم که با صدای ملتمسانه از گذشته هایشان سخن می گفت و از اشتباهاتشان اظهار پشیمانی می کردند، همه آرزوی رحمت خداوند را داشتند و اشک می ریختند تا خدا دستگیریشان نماید و از دروازه ی رحمت خویش را بروی شان بگشاید.

خیمه ما در عرفات در نزدیک جبل الرحمه است، جبل الرحمه کوهی است که می گویند آدم و حوا در آنجا بعد از سالها جدایی به هم رسیدند، ساعت 12 شب بنده، جناب آقایان رضوانی، بلاغی، صالحی با جمعی حدودا چهل تا پنجاه نفر به سوی جبل الرحمه براه افتادیم.


جمعیت در جبل الرحمه لحظه به لحظه رو به فزونی بود، در بالای کوه جبل الرحمه و همچنین دامنه ها و اطراف آن مملوء از جمعیت شده اما ما در بخش از دامنه کوه جبل الرحمه جایی پیدا کردیم و در آنجا دعای شب عرفه را دسته خواندیم، برای من دعای عرفه ی امام حسین(ع) بسیار جالب آمد دلم را به رقت آورد او مردی بود که در برابر همه ی رذالت ها ایستاد و  همه چیزش را در آن راه قربانی کرد.

بعد از دعا و نیایش به خیمه ی خود بازگشتیم، بسیار خسته بودم و کم خواب دقایقی در گوشه ی خیمه دراز کشیدم اما نمی شد خودم را از فرصتی که خدا برایم داده محروم سازم، منهم کنار ا ز خیمه را انتخاب نمودم و مشغول مناجات شدم.


نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

مینا
یکشنبه 1391/12/27 03:17 ب.ظ
p
سلام دوست عزیز اتفاقی وبلاگت رو دیدم خیلی زیبا بود دوست دارم بیام به وبلاگت سر بزنم برای اینکه آدرستو داشته باشم بیا وبلاگت رو تو سایت من ثبت کن تا بتونم بهت سر بزنم و باهم بیشتر آشنا بشیم




مرسی
مینا
بلاگ دایر
یکشنبه 1391/12/27 03:14 ب.ظ
وبلاگ خود را به فهرست وبلاگ های فارسی اضافه کنید.

www.blogdir.ir
سارا
یکشنبه 1391/12/27 03:10 ب.ظ
عید نوروز پیشاپیش مبارک!!!!
بچه ها این وبلاگ خیلی خوبه حتما همه مطالبش رو بخونید!!!

راستی مدیریت این وبلاگ بهت پیشنهاد می کنم وبلاگت روی توی این سایت ثبت کنی که همه بتونند پیدات کنند و از مطالب وبلاگت استفاده کنند.

www.link118.com
حتما وبلاگت رو توی این سایت ثبت کن
روی افزایش آمارت خیلی تاثیر داره
یه بار امتحان کن!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
Online User
IranSkin go Up