تبلیغات
تـــــفاهـــــــم - رفیق با موافق و سرزمین گرم و نفس گیر...

*از بامیانم و از دیار كاوه وفریدون،
•از آرزوهایم این است كه سایه‌ی تبعیض و بی عدالتی بر زندگی انسانی چیره نگردد و آتش جنگ و نفاق امنیت و آسایش شان را بهم نزند.
•به آینده ای امید وارم كه نسیم محبت و دوستی رایحه خوش شادی را بر خانه های هموطنانم عطر افشانی كند و گل لبخند بر لبان كودكان شان شكوفه زند.
• توقعم از همه ی دوستان این است كه با دریغ نكردن نظرات خود یاریم نمایند.
ایمیل من: sadeqy_bamyani@yahoo.com

صادقی بامیانی

جستجو

 

رفیق با موافق و سرزمین گرم و نفس گیر...

یکشنبه 1391/12/6   02:35 ب.ظ


نوع مطلب : خاطره ،

به سوی دیار قبله

قسمت هفتم



26/7/1391
یکی از بهترین نعمتهای سفر که باعث می شود حتی مشکلات،خستگی ها و سختی های مسافرت بر انسان شیرین شود و خاطرات آن تا آخر عمر زنده و شیرین بماند "رفیق با موافق" است وای به حال کسی که از چنین نعمتی در سفر محروم باشد و بد تر از آن بدا به حال کسی که گرفتار رفیق ناموافق شود که هم خستگی را مضاعف می سازد و هم باعث درد سرها و ماندگیهای روحی می شود.
من از رفقایم شکایت نمی کنم همه اش خوبند بجز یکی که گاه گاهی حس کلانیش گل می کند و بهانه گیر می شود، به هر صورت هیچ گلی بی خار نیست به همین خاطر باید تحمل کرد بخصوص که سفر ما سفر معنوی است شاید تحمل آن بی اجر نباشد.
امروز قبل از آنکه به حرم برویم دوست عزیزم شریفی ورسی برای احوال پرسی به اتاقم آمد، بسیار خوشحال شدم، ایشان یکی از معلمین سخت کوش و پرتلاش حجاج بامیان است و دارای روحیه شاد و طبع شوخ؛ خدا وند پاداشش دهد، بعد از صرف چای همراه ایشان به دیدن بلاغی مدیر حج و اوقاف ولایت بامیان در ساختمان 58 که در نزدیکی ما قرار دارد رفتیم، ساختمانی که بلاغی در آن هست نسبت به ساختمانی که ما هستیم مجهز تر و دارای اتاقهای تمیز تری است، حاج آقای احمدی بامیانی، و حاج رضوانی حج و اوقاف هم آنجا بودند بعد از صحبتی بنا شد که با راهنمایی آقای رضوانی به بام کعبه، شعب ابوطالب، و محل ولادت پیامبر برویم، به دوستان هم اتاقیم تلفن کردم که بیایند و باهم حرکت کنیم.

جناب آقای رضوانی توضیحاتی خوبی راجع به ارکان حج، شعب ابوطالب و محل ولادت حضرت پیامبر داد خداوند به او توفیق خدمت به مردم را عنایت کند.

27/7/1391
هوااندکی نسبت به روزهای ورودمان سرد تر شده بخصوص صبحها اما با آنهم بدون کولر گازی در اتاقها طاقت نمی شود کولرها 24 ساعت بدون وقفه روشن است.
امشب بعد از زیارت و طواف قبل از آنکه به اتاقم بروم برای تشکر از همراهی و راهنمایی که حاج رضوانی دیروز در مورد کعبه داشت و نیز برای پرسان احوالش به اتاقش رفتم، حرف از فساد در  ارگانها و ادارات دولتی افغانستان و از جمله ادارات حج و اوقاف به میان آمد، گفته می شود که بیش از یک چهارم کل پول حجاج را دست اندر کاران امور به جیب می زنند و علاوه بر آن از پول هوتل، موتر و... هم کش می رون، مثلا اگر هر تخت را شب یک هزار افغانی قرار داد کند در قرار داد یک هزار و پانصد افغانی می نویسد موتر های که برای حجاج ساکن در "عتیبیه" که حدود  بیش از هشت هزار حاجی می شود؛ گرفته اند به چهار و به قولی پنج کاستر می رسد که هر کدام بیش از 15 نفر گنجایش ندارد، و نام آن را هم گذاشته اند "خدمات ترانسپورتی برای حجاج افغانی"!!
ایشان ضمن تأیید اصل وجود فساد در ادارات دولتی گفت در کشوری که همه چیزش بر پایه فساد بنا نهاده شده نمی توان اداره حج و اوقاف را استثنا کرد، متاسفانه چنین است حتی از حج که مقدس ترین شعار دینی و  فریضه الهی است سوء استفاده صورت می گیرد.

2/8/1391
حدود پانزده روز است که در مکه هستیم در طول این پانزده روز گاه گاهی به بازار و فروشگاههای که در مسیر راه مان واقع است سر میزنیم بسیار دلم می خواست که از شهر مکه بیرون بروم اما شرعا نمی توانیم تا پایان مراسم  حج از شهر مکه خارج شویم به همین خاطر امروز صبح با هم اتاقی هایم و جناب آقای صالحی، و تعداد دیگر از دوستان تصمیم گرفیتم بر فراز کوهی که مقابل ساختمان ما قرار دارد برویم و شهر مکه را از فراز آن به تماشاگیریم.
ساعت هشت صبح با هم حرکت کردیم گرچه  هوا نسبت به روزهای قبل تغییر کرده اما باز هم گرمایش آزار دهنده است بخصوص اگر بخواهی راه سربالایی را طی کنی، بعد از آنکه از سرک عمومی گذشتیم از میان یکی از کوچه ها به سوی کوه به راه افتادیم. کوچه های تنگ، کثیف و ساختمانهای از رنگ و رخ افتاده ای که در هر گوشه و کنار آن زباله انبار شده و تعفن آن آزار دهنده بود، هر چه به بالای کوه نزدیک تر می شدیم خانه ها خرابتر و کثافات و تعفن ناشی از زباله ها بیشتر می شد، نرسیده به قله کوه خانه های را دیدیم که حلبی آباد اطراف کابل به مراتب بهتر و با صفاتر از آنها بود.



از فراز کوه می توانستیم مکه و شهر  آنرا تما شاکنیم شهر خشک با کوههای بدون آب و علف، وقتی محو تماشای شهر مکه و خانه های اطراف آن بودم با خود می گفتم براستی کعبه تنها انگیزه ای است که مسافران به سوی این دیار روی می آورند و اگر کعبه نبودی شاید پای هیچ مسافری به این دیار گرم و لم یزرع کشیده نمی شاید یکی از فلسفه های قرار گرفتن کعبه در این سرزمین گرم و تفتیده هم همین باشد؛ تا برای زایرین دیار قبله جز زیارت کعبه و انجام مراسم عبادی حج انگیزه ی دیگری وجود نداشته باشد زیرا در مکه نه سرسبزی وجود دارد و نه چشمه ساری و نه هیچ تفریحگاه طبیعی دیگری.
در فراز کوه هوا آنچنان گرم و نفس گیر بود که بیش از نیم ساعتی نتوانستیم طاقت بیاریم، یکی از همراهان با لبخند رو به من کرد و گفت اگر کسی در این کوه یک برگ گیاه و یاعلفی پیدا کند من حاظرم جایزه برایش بدهم! براستی که چنین بود. با دوستان و رفقا در حالی به اتاقهایمان برگشتیم که لباسهای ما کاملا خیس شده و عرق از سر و صورتمان سرازیر شده بود.

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

شنبه 1391/12/26 08:12 ب.ظ
«تردید ندارم که او (هوگوچاوز)بازخواهد گشت و به همراه همه صالحان و حضرت مسیح (ع) و تنها باقی‌مانده از نسل پاکان، انسان کامل، خواهد آمد و جامعه بشری را در استقرار صلح و عدالت کامل و مهربانی و کمال یاری خواهد کرد.»
برهانی بامیانی
یکشنبه 1391/12/6 07:05 ب.ظ
جناب حاج آقای صادقی عزیز! امیرالمؤمنین در نهج البلاغه وضعیت زندگی اعراب را در دوران قبل از بعثت، در چند جمله زیبا به خوبی به تصویر می کشد:...خداوند هنگام پیامبر را فرستاد که شما(عربها) در بدترین خانه ها، در میان سنگلاخ های خشین زندگی می کردید( منیخون بین حجارة خشن)غذای نامطبوع می خورید( تأکلون الجشیب)از آب گندیده می آشامیدید( تشربون الکدر)و... این اسلام بود که از این قوم وحشی یک امت متمدن ساخت.
به حاج آقای رضوانی و بلاغی می فرمودید که حد اقل شما دوبزرگوار متفاوت از دیگران عمل کنید.
این رفیق نا موافق راچه بگویم که در این سفر هم اظهار عظمت می کند؟ اگر می شناختم...
سما
یکشنبه 1391/12/6 02:50 ب.ظ
وبلاگ خوبی داری . اگه دوست داری بیا تو فروم ما دورهم باشیم:)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
Online User
IranSkin go Up