تبلیغات
تـــــفاهـــــــم - قبرهای بی نشان و...

*از بامیانم و از دیار كاوه وفریدون،
•از آرزوهایم این است كه سایه‌ی تبعیض و بی عدالتی بر زندگی انسانی چیره نگردد و آتش جنگ و نفاق امنیت و آسایش شان را بهم نزند.
•به آینده ای امید وارم كه نسیم محبت و دوستی رایحه خوش شادی را بر خانه های هموطنانم عطر افشانی كند و گل لبخند بر لبان كودكان شان شكوفه زند.
• توقعم از همه ی دوستان این است كه با دریغ نكردن نظرات خود یاریم نمایند.
ایمیل من: sadeqy_bamyani@yahoo.com

صادقی بامیانی

جستجو

 

قبرهای بی نشان و...

پنجشنبه 1391/11/19   07:52 ب.ظ


نوع مطلب : خاطره ،

قبرستان جنة المعلی در مکه
به سوی دیار قبله
قسمت ششم

سه شنبه: 18/7/1391
دومین روزیست که در مکه هستیم، حجاج ولایت بامیان در گروپهای چهل نفری تقسیم شده که هر یک یا دو گروپ دارای معلم و یا مرشید است، مرشید علاوه براینکه به مشکلات حجاج از طریق بعثه حج افغانستان رسیدگی می کند سمت راهنمای حجاج را  در امور حج و زیارت دارد که از جمله آن بیان احکام و مناسک حج است، معلم ما جناب صادقی خولنکاش می باشد ایشان معلم دلسوز و آگاه به مسایل و احکام حج ا ست، سادگی، راستی و کم توقعی از  صفات خوب اوست از دیگر مزایای ایشان این است که در دوره های قبل نیز معلم بوده برخلاف بعضی از معلمینی که بار اولشان است که به مکه مشرف می شوند و خود احتیاج به راهنما دارند، اما مشکل معلم ما این است که از چشم سفیدی لازم برخوردار نیست، در روابط خود کم رویی به خرج می دهد به همین خاطر در بسیاری کارها عقب می ماند به هر حال برخلاف بسیاری هر گز با دوستانش غلطی نمی کند، پاک و بی ریاست خداوند توفیقش دهد.
هر چهار تا هفت نفر را یک اتاق داده اند، ما پنج نفر در یک اتاق هستیم: حاجی یوسف، حاجی حکیم، حاجی کریم و حاجی سید محمد علی شاه، بسیاری از حجاج در روزهای اول و حتی هفته های اول گم می شدند، به همین خاطر معلمین به حجاج تأکید می کردند تا بدون راهنما به جای نرود، اما از آنجای که من زبان عربی را بلدم مشکلی برای پیداکردن آدرس ندارم .

برنامه ای را که ما تا هشتم ذی الحجه در نظر گرفه ایم این است که روزها برای دعا، طواف، ختم قرآن شریف و زیارت به مسجدالحرام برویم و سعی کنیم تا نماز های واجب خود را نیز در آنجا بخوانیم و تنها موقع غذا و استراحت به اتاق باشیم، ساختمان ما در محله ی عتیبیه است از آنجا تا حرم پیاده بیست دقیقه تا نیم ساعت راه است، گرچه بعثه حج افغانستان اعلام نموده که برای چهارصد حاجی که در محله عتیبیه اسکان داده شده چهار موتری که هر یک نهایتاً گنجایش بیش از 14 نفر را ندارد گرفته تا آنان را از عتیبیه به حرم ببرد و برگرداند، اما ما ترجیح می دهیم که پیاده در حرم رفت و آمد کنیم تا مدتها چشم براه موتری باشیم که سوار شدن در آن زور می خواهد و چالاکی، گذشته از آن وقتی ما سالمندان و ریش سفیدانی را می دیدیم که در حین سوار شدن در اثر ازدحام دچار مشکل می شدند به خود اجازه نمی دادیم که از آنها پیشی بگیریم.
در مسیر راه دکانها و مغازه های زیادی قرار دارد، هر چه دلت بخواهد هست اما با قیمت بسیار بالا اکثر مغازه داران از اتباع کشورهای هند، پاکستان، بنگال، مالیزی و...  و تعدادی نیز افغانستانی هستند، همچنین تکسی رانها، کارگران شهرداری، هوتلها، بیمارستانها، ادارات، سوپرمارکتها، نانوایی ها...، همۀ آنان از صاحبان کار شان راضی اند می گویند تا هنوز کمتر کسی است که گفته باشد حق شان را نداده و یا در مورد شان ظلم شده است.
ساعت چهار عصر  به راهنمایی جناب حاج اخلاقی به جنت المعلی رفتیم،جنت المعلی از قدیمیترین قبرستانهای مکه است، قبرها در عربستان با زمین برابر و خالی از هر نام و نشانی است، تنها بالای هر قبری دو یا سه پاره سنگ سفید کوچک نهاده شده است، زیرا و هابیها معتقدند که بالا کردن قبر از زمین و گذاشتن لوحه و نام و نشان برسر قبر جایز نیست، زیارت قبور، قرآن خواندن بر سر قبر و سلام دادن به مرده را نیز حرام میدانند و شرک، گفته می شود که در عربستان جسد مردگان را دارویی می زنند که بدن شان زود تر بشارد واز بین برود تا بعد از چند سالی مرده ی دیگریرا جایگذین آن کند.



یکی از همراهانم می گفت سعودیهای برخلاف همه ی صاحبان ادیان اهمیتی به مردگان خود نمی دهند، قبرستانهای شان سرد و  خالی از مراجعین است، در حالیکه عاطفه بشری انسان را وامیدارد تا رفتگان خود را از یاد نبرد، بر سر قبرشان برود و  یاد و خاطرات خوب آنان را زنده بدارد مخصوصا رفتگانی که از اقوام نزدیک مانند پدر، مادر و یا از برزگان و خدمت گذارانی باشد که بر انسان حق دادند.
در جنت المعلی حضرت خدیجه کبری(س)، عبد المناف، ابوطالب،عبدالمطلب، قاسم فرزند رسول اکرم و... مدفون اند، زیارت قبر این بزرگواران باید از فاصله ی دور و از پشت نرده های فولادی صورت گیرد، ما هم سلام و فاتحه ای از دور نثار ارواح آنان نمودیم.
خدیجه علاوه براینکه همسر رسول خداست از جمله زنانیست که در گسترش اسلام از هیچ تلاش و فداکاریی کوتاهی نکرد، او یکی از ثروتمندترین فرد عربستان بود اما تمام ثروتش را در اختیار پیامبر اسلام و در خدمت مسلمانان گذاشت، علاوه برآن در تمام زحمات و سختیهای پیامبر(ص)  نیز سهم گرفت.
پس از جنت المعلی به مسجد جن رفتیم، دو رکعت نماز تحیت و سوره ی جن را در آنجا خواندیم، در سبب نام گذاری این مسجد به "جن" آمده است: در این مکان اجنه نوای تلاوت روح بخش آیات قرآن کریم را که رسول خدا(ص) مشغول خواندن آن بود می شنوند و مجذوب آن می گردند، سپس به نزد آن حضرت آمده و مسلمان می شوند.
پس از مسجد جن به محل تولد رسول اکرم (خانه عبدالله پدر بزرگوار حضرت محمد(ص))رفتیم. محل تولد پیامبر قبلا محل زیارت حجاج بود اما فعلا دولت سعودی در آن بسته و نام کتابخانه را بر آن نهاده است و در تابلویهای که به زبانهای انگلیسی، عربی، فارسی، اردو و.. نصب کرده نوشته که اینجا محل تولد رسول خدا نیست و زبارت آن حرام می باشد، تعداد از مأمورین امر به معروف و نهی از منکر نیز در کنار در آن ایستاده و مردم را از تجمع  و زیارت کردن آنجا منع می کنند.

محل ولادت پیامبر اسلام(ص) - خانه عبدالله

نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

STONE KITCHEN BENCH TOP
دوشنبه 1391/11/30 09:30 ق.ظ
very interesting
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
Online User
IranSkin go Up