تبلیغات
تـــــفاهـــــــم - نوروز؛ آیینها و پیشینه‌ی تاریخی آن در افغانستان

*از بامیانم و از دیار كاوه وفریدون،
•از آرزوهایم این است كه سایه‌ی تبعیض و بی عدالتی بر زندگی انسانی چیره نگردد و آتش جنگ و نفاق امنیت و آسایش شان را بهم نزند.
•به آینده ای امید وارم كه نسیم محبت و دوستی رایحه خوش شادی را بر خانه های هموطنانم عطر افشانی كند و گل لبخند بر لبان كودكان شان شكوفه زند.
• توقعم از همه ی دوستان این است كه با دریغ نكردن نظرات خود یاریم نمایند.
ایمیل من: sadeqy_bamyani@yahoo.com

صادقی بامیانی

جستجو

 

نوروز؛ آیینها و پیشینه‌ی تاریخی آن در افغانستان

دوشنبه 1390/12/29   05:50 ب.ظ


نوع مطلب : اجتماعی ،تاریخی ،

قسمت اول

ریشــــه‌ی تاریــخی نــوروز

بسیاری از ادبا و پژوهشگران بخصوص پارسی زبانان بر این نكته پای می‌ فشارند كه جشن نوروز ریشه‌ی آریایی داشته است، حتی عده‌ای سنتهای نوروزی را به فارسی زبانان و ایرانی تباران نسبت می دهند، كه از جمله‌ی آنان می توان از پژوهشگران و ادبای نامدار پارسی گوی، چون ابوریحان بیرونی، فردوسی و همچنین طبری (مولف کتاب تاریخ الرسل والملوک، معروف به تاریخ طبری) یاد نمود، اینان ریشه ی تاریخی جشن نوروز  را به "یاما" یا جمشید پسر تهمورث ، فرمانروای اساطیری بلخ، نسبت می دهند و نوروز را «نوروز جمشیدی» می گویند.

فردوسی در مورد ریشه تاریخی نوروز چنین گفته است: «جمشید بعد از یک سلسله اصلاحات اجتماعی، بر تخت زرین نشست و فاصله ی بین دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز «روز هرمزد» از فروردین ماه بود.(هرمزد روز اول هر ماه را می گفتند) چون مردم این شگفتی از وی بدیدند جشن گرفتند و آن روز را «نوروز» خواندند. در شاهنامه آمده است كه:

به فر کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه بدو ، گوهراندر شناخت
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته براو شاهِ فرمان روا
به جمشید بر ، گوهر افشاندند
مرآن روز را ” روزنوخواندند
سرسال نو هرمزفروردین
برآسوده ازرنج تن ، دل زکین
بزرگان به شادی بیا راستند
می و جام و را مشگران خواستند
چنین روز فرخ ازان روز گار
بمانده ازان خسروان یاد گار

و نیز سایر شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری، مانند منوچهری، عنصری، مسعـودی، مسکویه، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبـیـات پـیـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید نسبت داده و نوروز را "نوروز جمشیدی" گفته اند

از  از زبان ابوریحان بیرونی نقل شده که گفته است : «نوروز از رسم های پارسیان است و نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت آن را «روزنو» یاد کرده اند، زیرا که پیشانی سال نو است و آنچه از پس او است، از این پنج روز همه جشن هاست.»؟!

اما بر اساس شواهد و حقایق تاریخی  جشن نوروز جشنى است كه ریشه در عمق تاریخ ملل آسیاى میانه و از جمله افغانستان دارد و اختصاص دادن آن به آریایی‌ها و فارسها  تفكرى است  نادرست.

 اما انتساب نوروز به جمشید، اسطوره ای بیش نیست در حقیقت اصلا شخص بنام "یاما" یا "جمشید" واقعیت خارجی نداشته و یک شخصیت افسانوی و تخیلی بیش نبوده است. علاوه بر آن اگر چه بیرونی پیدایش نوروز را به جمشید افسانه ای ربط میدهد اما خود اعتراف میکند که قبل از جمشید، جشن نوروز گرامی داشته می‌شد؛ توجه فرمایید : “آن روز، روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگرچه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود”.[1] بدین معنا كه بزرگداشت نوروز چیز تازه و از ابتكارات جمشید نبوده بلكه قبل از آن نیز وجود داشته.

عده‌ای انتساب جشن نوروز به جمشید را به زرتشت نسبت می ‌دهد در حالیكه در هیچ یك از متون کهن زرتشتیان از موضوع جشن نوروز و انتساب آن به جمشید یادی نشده است ، تنها در فرگرد دوم اوستا «ویدیودات» كه از زندگی «ییم» (جمشید) سخن به میان آمده؛ به دستور برگزاری نوروز نیز اشاره شده ولی اولا این دلیل نمی شود كه جمشید از مبتكرین جشن نوروز بوده و قبل از آن از نوروز تجلیل نمی شده، گذشته از آن ویدیودات از متأخرترین بخشهای اوستاست که به احتمال زیاد در دوران ساسانی نوشته شده باشد.

بناءً جشن نوروز جشنى است كه ریشه در تاریخ كهن  ملل آسیاى میانه از جمله افغانستان  فعلی دارد و اختصاص دادن آن را به آریاییها و یا ایرانیها و فارسها نادرست است. برای روشن تر شدن این موضوع توجه شما را به بخشهای از مقاله “بهار جشنى است قدیمى و بین المللى” نوشته ب. گرى جلب می كنم:

جشن بهار، جشنى است قدیمى و بین المللى

   بقول برخى دانشمندان براى انسانهاى اولیه چیزى غیرطبیعى تر از  طبیعت وجود نداشته است. پدیده هاى شگفت انگیز طبیعت، بویژه تكرار قانونمند روز، ماه، فصول و سال هركدام بگونه اى احساسات او را زیر تأثیر میگرفت و با تداوم خود ادراك و مفاهیم گوناگونى را در مخیله اش شكل مىبخشید. فرارسیدن موسم بهار با تمام زیبایى هاى مجدآفرینش از یكسو و آوردن پیام پایان گرفتن سوز سرماى زمستان از سوى دیگر، براى انسانهاى نخستین كه تداوم حیاتشان رابطه تنگاتنگـى با شرایط طبیعى داشت، از هر جهت مایه شادمانى و سزاوار جشن و پایكوبى بوده است. لذا میتوان تصور كرد كه مراسم جشن بهار قدمتى به درازاى پیدایش حیات جامعه بشرى بر روى كره زمین داشته باشد.

   جشن بهار در حقیقت بیان رنگارنگ وجد و سرورى است كه بهمراه نوزایى طبیعت تمامى كائنات را در بر میگیرد و هر خلقى به تناسب شرائط حیات مادى و معنوى خود بگونه اى ویژه برگزار مىنماید. لذا جشنى است جهانشمول و بین المللى.

   نخستین اطلاعات مكتوب از جشن بهار متعلق به قوم سومر می باشد كه حدود 5000 سال پیش از این با ایجاد خط میخى، براى اولین بار در تاریخ بشرى ثابت كردند كه میتوان تفكر و تجربیات جامعه انسانى را جاودانه كرده، آنرا به انسانهاى دیگر و نسلهاى آینده انتقال داد. بنظر اكثریت قریب به اتفاق سومرولوگها اینان از آسیاى میانه (تركستان) به بین النهرین كوچ كرده در آنجا نخستین سنگ بناى تمدن بشرى را پى نهادند. سومرشناسان متفق القولند كه زبان آنان التصاقى بوده با زبانهاى اورال-آلتایى(از جمله زبان تركى) در یك گروه زبانى قرار میگیرد. در این رابطه آقاى دكتر مهرداد بهار نیز در مدخل كتاب ” تخت جمشید” خود و هم در مصاحبه خود با مجله آدینه (شماره بهار 1372) چنین تصریح میكنند”… جشن نوروز در اصل یك جشن آریایى نبوده بلكه نخست در بین سومریان مرسوم بوده است… این آیین از بین النهرین به دیگر مناطق جهان و از جمله ایران رفته است… در كتاب دینى اوستا نیز نشانه اى از نوروز وجود ندارد“. ایشان در ادامه سخنانشان آمدن این آیین از آسیاى میانه (تركستان) را نیز محتمل میدانند.[2]

ادامه دارد

بخش بعدی:

"پیشینه‌ی تاریخی جشن نوروز در كشورما"



[1]- ابوریحان بیرونی –الآثارالباقیه

[2] - نقل از وبلاك : ÄSGÄR عسگر


نوشته شده توسط : صادقی بامیانی

عباس رحمانی
یکشنبه 1391/01/6 08:28 ق.ظ
سلام محترم صادقی
واقعا استفاده كردم و منتظر قسمتهای بعدی نوشته شما هستم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
Online User
IranSkin go Up